انواع سبکهای مدیریت چیست؟ معرفی مهمترین سبکهای مدیریتی با مثال

دو مدیر را تصور کنید.
مدیر اول تقریباً تمام تصمیمها را خودش میگیرد، جزئیات کار را کنترل میکند و از کارکنان انتظار دارد دقیقاً مطابق دستور عمل کنند.
مدیر دوم قبل از تصمیمگیری با اعضای تیم صحبت میکند، نظر آنها را میپرسد و بخشی از اختیار را به خود کارکنان واگذار میکند.
هر دو «مدیر» هستند، اما شیوه مدیریت آنها یکسان نیست.
این تفاوت همان چیزی است که در مدیریت از آن با عنوان سبک مدیریت یاد میشود.
شناخت سبکهای مدیریتی به ما کمک میکند بفهمیم مدیران چگونه تصمیم میگیرند، چگونه با کارکنان ارتباط برقرار میکنند و چرا یک شیوه مدیریت ممکن است در یک سازمان بسیار موفق و در سازمان دیگر کاملاً نامناسب باشد.
Table of Contents
Toggleسبک مدیریت چیست؟
سبک مدیریت به شیوهای گفته میشود که مدیر از طریق آن:
تصمیم میگیرد؛
ارتباط برقرار میکند؛
وظایف را واگذار میکند؛
بر کارکنان نظارت میکند؛
تعارضها را مدیریت میکند؛
و افراد را برای رسیدن به اهداف سازمان هدایت میکند.
به زبان ساده:
سبک مدیریت یعنی روشی که مدیر برای اداره افراد و کارها انتخاب میکند.
سبک مدیریت میتواند بر بسیاری از موضوعات مهم سازمان تأثیر بگذارد؛ از جمله:
انگیزه کارکنان؛
رضایت شغلی؛
خلاقیت؛
اعتماد؛
سرعت تصمیمگیری؛
میزان مشارکت؛
و عملکرد تیم.
چرا شناخت سبکهای مدیریت مهم است؟
گاهی مدیران تصور میکنند فقط یک روش درست برای مدیریت وجود دارد.
اما واقعیت این است که افراد، شرایط و سازمانها با یکدیگر متفاوت هستند.
روشی که برای یک تیم تازهکار مناسب است، ممکن است برای یک تیم حرفهای آزاردهنده باشد.
سبکی که در شرایط بحرانی مؤثر است، ممکن است در محیطی خلاقانه باعث کاهش نوآوری شود.
بنابراین یکی از مهارتهای مهم مدیران این است که بدانند:
چه زمانی از چه سبک مدیریتی استفاده کنند.
آیا بهترین سبک مدیریت وجود دارد؟
پاسخ کوتاه این است:
خیر.
هیچ سبک مدیریتی وجود ندارد که در همه شرایط، برای همه افراد و در تمام سازمانها بهترین باشد.
یک مدیر حرفهای باید بتواند شرایط را تحلیل کند و روش مناسب را انتخاب کند.
این شرایط میتوانند شامل موارد زیر باشند:
تجربه کارکنان؛
نوع وظیفه؛
زمان موجود؛
میزان خطر؛
فرهنگ سازمانی؛
ساختار سازمان؛
و میزان پیچیدگی تصمیم.
مهمترین انواع سبکهای مدیریت
سبکهای مختلفی در منابع مدیریت معرفی شدهاند، اما در ادامه مهمترین و کاربردیترین آنها را بررسی میکنیم.
۱. سبک مدیریت آمرانه
در سبک آمرانه، مدیر بخش بزرگی از تصمیمها را شخصاً میگیرد و اختیار زیادی در دست خود نگه میدارد.
کارکنان معمولاً باید دستورهای مشخص را اجرا کنند و مشارکت محدودی در تصمیمگیری دارند.
به زبان ساده:
مدیر تصمیم میگیرد و کارکنان اجرا میکنند.
ویژگیهای مدیریت آمرانه
تصمیمگیری متمرکز؛
کنترل زیاد مدیر؛
دستورهای روشن؛
نظارت نزدیک؛
و آزادی کمتر کارکنان.
مزایای سبک آمرانه
این سبک در برخی شرایط میتواند بسیار مؤثر باشد.
برای مثال:
در بحران؛
در شرایط اضطراری؛
هنگام وجود خطر؛
زمانی که تصمیم باید سریع گرفته شود؛
یا زمانی که کارکنان تجربه بسیار کمی دارند.
مثال
فرض کنید در یک کارخانه آتشسوزی رخ داده است.
در چنین شرایطی مدیر ایمنی نمیتواند جلسهای طولانی برگزار کند و از همه کارکنان درباره نحوه خروج رأی بگیرد.
او باید سریع و قاطع دستور بدهد.
در این وضعیت، سبک آمرانه میتواند منطقی باشد.
معایب سبک آمرانه
اگر این سبک به صورت دائمی استفاده شود، ممکن است باعث:
کاهش خلاقیت؛
کاهش استقلال؛
کاهش انگیزه؛
وابستگی زیاد کارکنان به مدیر؛
و ترس از تصمیمگیری
شود.
بنابراین مسئله اصلی این نیست که سبک آمرانه همیشه بد است؛ بلکه استفاده نادرست و دائمی از آن مشکلساز است.
۲. سبک مدیریت مشارکتی
در سبک مشارکتی، مدیر کارکنان را در تصمیمگیری مشارکت میدهد.
مدیر همچنان مسئول تصمیم نهایی است، اما قبل از تصمیم از نظرات اعضای تیم استفاده میکند.
ویژگیهای سبک مشارکتی
گفتوگو؛
مشورت؛
اعتماد؛
تبادل نظر؛
و مشارکت کارکنان.
مزایای سبک مشارکتی
استفاده از دانش کارکنان؛
افزایش احساس ارزشمندی؛
افزایش تعهد؛
افزایش خلاقیت؛
و کاهش مقاومت در برابر تصمیمها.
وقتی افراد در فرایند تصمیمگیری مشارکت دارند، معمولاً نسبت به اجرای آن تصمیم احساس مسئولیت بیشتری میکنند.
مثال
فرض کنید یک تیم بازاریابی میخواهد کمپین تبلیغاتی جدیدی طراحی کند.
مدیر میتواند قبل از تصمیم نهایی از اعضای تیم بخواهد ایدههای خود را ارائه دهند.
سپس بهترین ایدهها بررسی و تصمیم نهایی گرفته شود.
محدودیت سبک مشارکتی
این روش ممکن است زمان بیشتری نیاز داشته باشد.
در شرایطی که تصمیم باید فوراً گرفته شود، مشارکت گسترده همیشه امکانپذیر نیست.
۳. سبک مدیریت دموکراتیک
سبک دموکراتیک شباهت زیادی به مدیریت مشارکتی دارد.
در این روش، مدیر تلاش میکند اعضای تیم را در تصمیمهای مهم دخالت دهد و فضای بازتری برای بیان دیدگاهها ایجاد کند.
تفاوت اصلی آن با سبک آمرانه در میزان مشارکت کارکنان است.
چه زمانی مناسب است؟
وقتی کارکنان:
تجربه کافی دارند؛
دانش مرتبط دارند؛
و تصمیم نیازمند خلاقیت یا تبادل نظر است.
مزایا
اعتماد بیشتر؛
تعهد بیشتر؛
رضایت بیشتر کارکنان؛
و استفاده بهتر از دانش جمعی.
معایب
در شرایطی که تصمیم سریع لازم است، ممکن است فرایند تصمیمگیری کند شود.
۴. سبک مدیریت آزادگذار
در سبک آزادگذار یا Laissez-Faire، مدیر آزادی زیادی به کارکنان میدهد.
افراد میتوانند درباره شیوه انجام کار و حتی برخی تصمیمها استقلال بیشتری داشته باشند.
مدیر نقش حمایتی دارد و کمتر در جزئیات دخالت میکند.
این سبک برای چه کسانی مناسب است؟
معمولاً برای:
کارکنان باتجربه؛
متخصصان حرفهای؛
افراد خلاق؛
و تیمهایی که خودمدیریتی بالایی دارند.
مثال
فرض کنید یک تیم پژوهشی از چند متخصص بسیار باتجربه تشکیل شده است.
اگر مدیر دائماً در جزئیات کار آنها دخالت کند، ممکن است سرعت و خلاقیت تیم کاهش پیدا کند.
در این شرایط آزادی بیشتر میتواند نتیجه بهتری داشته باشد.
خطر سبک آزادگذار
اگر کارکنان تجربه کافی نداشته باشند یا اهداف مشخص نباشند، آزادی زیاد میتواند به:
ابهام؛
بینظمی؛
کاهش هماهنگی؛
و سردرگمی
منجر شود.
پس آزادی بدون هدف و مسئولیت، مدیریت نیست.
۵. سبک مدیریت مربیگر
در سبک مربیگر، مدیر فقط به نتیجه امروز فکر نمیکند.
رشد و یادگیری کارکنان نیز برای او اهمیت دارد.
مدیر به جای اینکه فقط بگوید:
«این کار را انجام بده»
بیشتر تلاش میکند به کارکنان کمک کند بفهمند:
چرا؟
چگونه؟
و چگونه دفعه بعد بهتر عمل کنند؟
ویژگیهای مدیر مربیگر
ارائه بازخورد؛
گوش دادن؛
پرسیدن سؤال؛
آموزش؛
حمایت؛
و توجه به رشد کارکنان.
مثال
فرض کنید کارمندی گزارشی را اشتباه تهیه کرده است.
مدیر آمرانه ممکن است بگوید:
«این گزارش را اصلاح کن.»
مدیر مربیگر ممکن است بپرسد:
«به نظرت چه بخشی باعث این اشتباه شد و دفعه بعد چگونه میتوانی از تکرار آن جلوگیری کنی؟»
در روش دوم، هدف فقط اصلاح کار نیست؛ یادگیری نیز اهمیت دارد.
مزایای سبک مربیگر
رشد کارکنان؛
افزایش اعتماد؛
افزایش مهارت؛
و آمادهسازی افراد برای مسئولیتهای آینده.
محدودیت
این سبک نیازمند زمان، صبر و مهارت بالای مدیر در ارائه بازخورد است.
۶. سبک مدیریت تحولآفرین
مدیر تحولآفرین تلاش میکند کارکنان را برای حرکت فراتر از وضعیت موجود ترغیب کند.
این نوع مدیر معمولاً:
چشمانداز ایجاد میکند؛
انگیزه میدهد؛
تغییر ایجاد میکند؛
و کارکنان را به رشد تشویق میکند.
ویژگیهای مدیریت تحولآفرین
چشمانداز قوی؛
انگیزش؛
نوآوری؛
تغییر؛
رشد کارکنان؛
و ایجاد معنا.
مثال
فرض کنید شرکتی با کاهش فروش مواجه شده است.
مدیر معمولی ممکن است فقط بگوید:
«باید فروش را ۲۰ درصد افزایش دهیم.»
مدیر تحولآفرین ممکن است تصویری روشن از آینده ایجاد کند:
«میخواهیم طی دو سال تبدیل به برند اصلی این بازار شویم و برای رسیدن به آن باید روشهای قدیمی را تغییر دهیم.»
این سبک بیشتر با تغییر و آینده ارتباط دارد.
مزایا
افزایش انگیزه؛
افزایش نوآوری؛
تقویت تعهد؛
و ایجاد انرژی برای تغییر.
خطر احتمالی
اگر چشمانداز قوی وجود داشته باشد اما برنامه اجرایی مناسب نباشد، ممکن است حرفهای بزرگ به نتیجه عملی نرسند.
۷. سبک مدیریت مبادلهای
در سبک مبادلهای، رابطه میان مدیر و کارکنان بیشتر بر مبادله مشخص میان عملکرد و پاداش استوار است.
به زبان ساده:
اگر هدف را محقق کنید، پاداش دریافت میکنید.
ویژگیها
اهداف روشن؛
شاخصهای عملکرد؛
پاداش؛
تنبیه؛
و کنترل نتایج.
مثال
فرض کنید تیم فروش بداند اگر در یک ماه به هدف تعیینشده برسد، پاداش دریافت خواهد کرد.
این نمونهای از مدیریت مبادلهای است.
مزایا
برای فعالیتهایی که نتیجه قابلاندازهگیری است، میتواند بسیار واضح و مؤثر باشد.
محدودیت
اگر فقط از این سبک استفاده شود، ممکن است کارکنان فقط به پاداش کوتاهمدت فکر کنند و انگیزه درونی یا خلاقیت کاهش پیدا کند.
۸. سبک مدیریت نتیجهگرا
در سبک نتیجهگرا، مدیر بیشتر به خروجی و نتیجه نهایی توجه دارد.
برای او سؤال اصلی این است:
آیا هدف محقق شده است یا خیر؟
ممکن است کارکنان آزادی بیشتری در انتخاب روش انجام کار داشته باشند، اما باید به نتیجه برسند.
مزایا
تمرکز بالا؛
وضوح اهداف؛
و مسئولیتپذیری.
خطر
اگر نتیجه تنها معیار باشد، ممکن است موضوعاتی مانند:
فرایند؛
اخلاق؛
سلامت کارکنان؛
و کیفیت بلندمدت
نادیده گرفته شوند.
۹. سبک مدیریت خدمتگزار
در مدیریت خدمتگزار، مدیر تلاش میکند موانع را از مسیر کارکنان بردارد و شرایط موفقیت آنها را فراهم کند.
این دیدگاه میگوید:
مدیر فقط فردی نیست که دیگران برای او کار کنند؛ بلکه خودش نیز باید به تیم خدمت کند.
ویژگیها
گوش دادن؛
حمایت؛
همدلی؛
توسعه کارکنان؛
و ایجاد اعتماد.
مثال
اگر اعضای تیم ابزار لازم برای انجام کار ندارند، مدیر خدمتگزار به جای سرزنش آنها ابتدا تلاش میکند مشکل منابع را حل کند.
۱۰. مدیریت بوروکراتیک
در این سبک، قوانین، رویهها و دستورالعملهای رسمی اهمیت زیادی دارند.
کارکنان باید مطابق استانداردهای مشخص عمل کنند.
چه زمانی مفید است؟
در محیطهایی که:
امنیت؛
قانون؛
دقت؛
و استانداردسازی
اهمیت بسیار زیادی دارند.
برای مثال در برخی فعالیتهای بانکی، پزشکی، صنعتی یا دولتی رعایت دقیق دستورالعملها ضروری است.
مزایا
کاهش ابهام؛
کنترل بیشتر؛
و ثبات.
معایب
اگر بیش از حد استفاده شود، ممکن است:
انعطاف را کاهش دهد؛
تصمیمگیری را کند کند؛
و نوآوری را محدود سازد.
مدیریت موقعیتی چیست؟
یکی از مهمترین نگاهها به سبک مدیریت این است که مدیر باید رفتار خود را بر اساس شرایط تغییر دهد.
به این رویکرد، مدیریت موقعیتی گفته میشود.
مدیریت موقعیتی تأکید میکند:
هیچ سبک ثابتی برای همه افراد و همه شرایط مناسب نیست.
مثال مدیریت موقعیتی
فرض کنید دو کارمند داریم.
کارمند اول:
تازه استخدام شده؛
تجربه کمی دارد؛
و هنوز روش انجام کار را نمیداند.
کارمند دوم:
۱۰ سال تجربه دارد؛
متخصص است؛
و عملکرد بسیار خوبی دارد.
اگر مدیر با هر دو نفر دقیقاً یکسان رفتار کند، احتمالاً اشتباه کرده است.
کارمند تازهکار ممکن است به:
آموزش؛
راهنمایی؛
نظارت بیشتر
نیاز داشته باشد.
اما کارمند متخصص ممکن است به:
استقلال؛
اعتماد؛
و آزادی عمل بیشتر
نیاز داشته باشد.
این همان منطق مدیریت موقعیتی است.
مدیر سختگیر بهتر است یا مدیر مهربان؟
یکی از پرسشهای رایج این است:
مدیر باید سختگیر باشد یا مهربان؟
واقعیت این است که این سؤال بیش از حد ساده شده است.
مدیریت حرفهای به معنای همیشه سخت یا همیشه نرم بودن نیست.
مدیر باید بداند:
چه زمانی قاطع باشد؛
چه زمانی حمایت کند؛
چه زمانی گوش دهد؛
چه زمانی تصمیم بگیرد؛
و چه زمانی اختیار بدهد.
مدیریت مؤثر یعنی رفتار مناسب در زمان مناسب.
مدیر کنترلگر چه ویژگیهایی دارد؟
مدیر کنترلگر معمولاً:
در جزئیات زیاد دخالت میکند؛
تصمیمها را متمرکز میکند؛
به سختی اختیار میدهد؛
و میخواهد همه چیز از او تأیید شود.
این رفتار در برخی شرایط ممکن است مفید باشد، اما اگر دائمی شود میتواند باعث:
کاهش استقلال؛
کاهش خلاقیت؛
کاهش اعتماد؛
و افزایش وابستگی کارکنان
شود.
مدیریت ذرهبینی چیست؟
مدیریت ذرهبینی یا Micro-management یکی از مشکلات رایج مدیریتی است.
در این شیوه، مدیر به صورت بیش از حد در جزئیات کار کارکنان دخالت میکند.
ممکن است:
دائماً گزارش بخواهد؛
هر تصمیم کوچک را کنترل کند؛
و اجازه استقلال ندهد.
نتیجه مدیریت ذرهبینی چیست؟
کارکنان ممکن است:
از تصمیمگیری بترسند؛
ابتکار عمل خود را از دست بدهند؛
و برای کوچکترین موضوع به مدیر وابسته شوند.
مدیر نیز ممکن است خودش در حجم زیادی از جزئیات گرفتار شود.
چه عواملی در انتخاب سبک مدیریت اثر دارند؟
۱. تجربه کارکنان
کارکنان تازهکار معمولاً به راهنمایی بیشتری نیاز دارند.
افراد حرفهای ممکن است به استقلال بیشتری نیاز داشته باشند.
۲. نوع فعالیت
کارهای خلاقانه معمولاً با آزادی بیشتر سازگار هستند.
فعالیتهای حساس و استاندارد ممکن است به کنترل بیشتری نیاز داشته باشند.
۳. زمان
اگر فقط چند دقیقه برای تصمیم وجود داشته باشد، مشارکت گسترده ممکن است امکانپذیر نباشد.
۴. سطح خطر
هرچه پیامد اشتباه جدیتر باشد، نیاز به کنترل و استاندارد بیشتر میشود.
۵. فرهنگ سازمانی
در بعضی سازمانها مشارکت ارزش محسوب میشود.
در برخی دیگر سلسلهمراتب رسمی اهمیت بیشتری دارد.
۶. شخصیت مدیر
مدیران نیز ویژگیهای شخصیتی متفاوتی دارند.
اما مدیر حرفهای نباید فقط بر اساس عادت شخصی مدیریت کند.
او باید بتواند رفتار خود را با شرایط تطبیق دهد.
سبک مدیریت و انگیزش کارکنان
سبک مدیریت میتواند تأثیر زیادی بر انگیزش داشته باشد.
اگر کارکنان:
هیچ اختیاری نداشته باشند؛
دائماً کنترل شوند؛
و نظرشان نادیده گرفته شود،
ممکن است انگیزه آنها کاهش پیدا کند.
در مقابل، استقلال بیش از حد نیز برای فردی که آمادگی کافی ندارد میتواند اضطراب ایجاد کند.
بنابراین میزان آزادی باید با توانایی فرد هماهنگ باشد.
سبک مدیریت و خلاقیت
خلاقیت معمولاً در محیطی بهتر رشد میکند که کارکنان بتوانند:
ایده بدهند؛
آزمایش کنند؛
اشتباه منطقی داشته باشند؛
و آزادی عمل نسبی داشته باشند.
اگر کارکنان دائماً از واکنش مدیر بترسند، احتمال دارد ایدههای جدید را مطرح نکنند.
به همین دلیل سبک مدیریتی میتواند مستقیماً بر نوآوری اثر بگذارد.
سبک مدیریت و رضایت شغلی
مدیر یکی از مهمترین عوامل تجربه کاری کارکنان است.
ممکن است یک شغل خوب باشد اما رابطه ضعیف با مدیر باعث نارضایتی شود.
سبکهایی که:
احترام؛
عدالت؛
ارتباط؛
و اعتماد
را تقویت میکنند، معمولاً میتوانند تجربه کاری بهتری ایجاد کنند.
سبک مدیریت و عملکرد
سبک مدیریت باید در نهایت به عملکرد بهتر کمک کند.
اما باید توجه داشت که عملکرد فقط نتیجه سختگیری مدیر نیست.
عملکرد تحت تأثیر:
توانایی؛
انگیزش؛
منابع؛
اهداف؛
و محیط
قرار دارد.
مدیر حرفهای تلاش میکند همه این عوامل را در نظر بگیرد.
مدیر خوب چگونه سبک خودش را انتخاب میکند؟
مدیر خوب قبل از انتخاب روش، چند سؤال میپرسد:
کارکنان چقدر تجربه دارند؟
کار چقدر پیچیده است؟
تصمیم چقدر فوری است؟
خطر اشتباه چقدر است؟
آیا کارکنان اطلاعاتی دارند که من ندارم؟
آیا مشارکت آنها باعث تصمیم بهتر میشود؟
آیا تیم آمادگی استقلال بیشتر را دارد؟
پاسخ این سؤالها میتواند به انتخاب سبک مناسب کمک کند.
چگونه سبک مدیریتی خود را بهتر کنیم؟
از کارکنان بازخورد بگیرید
ممکن است مدیر تصور کند کاملاً حمایتگر است، اما کارکنان او را کنترلگر بدانند.
بازخورد میتواند تصویر واقعیتری ایجاد کند.
خودآگاهی را افزایش دهید
مدیر باید بداند:
در فشار چگونه رفتار میکند؟
آیا سریع عصبانی میشود؟
آیا همه تصمیمها را خودش میگیرد؟
آیا از تفویض اختیار میترسد؟
خودآگاهی پایه رشد مدیریتی است.
تفویض اختیار را تمرین کنید
همه کارها نباید از مدیر عبور کنند.
تفویض مناسب باعث رشد کارکنان و آزاد شدن زمان مدیر میشود.
نتیجه را بررسی کنید
اگر یک سبک دائماً باعث:
تعارض؛
کاهش انگیزه؛
و افت عملکرد
میشود، احتمالاً نیاز به تغییر وجود دارد.
انعطافپذیر باشید
مدیر حرفهای اسیر یک روش نیست.
او بر اساس شرایط رفتار خود را تغییر میدهد.
اشتباهات رایج در سبک مدیریت
استفاده از یک سبک برای همه
یکی از رایجترین خطاها این است که مدیر با همه افراد دقیقاً یکسان رفتار کند.
کنترل بیش از حد
میتواند استقلال و انگیزه را کاهش دهد.
آزادی بیش از حد
اگر کارکنان آمادگی نداشته باشند، میتواند باعث آشفتگی شود.
مشارکت نمایشی
گاهی مدیر نظر کارکنان را میپرسد اما از قبل تصمیم گرفته است.
اگر این رفتار تکرار شود، اعتماد کاهش پیدا میکند.
تغییر دائمی سبک بدون منطق
انعطاف خوب است، اما رفتار غیرقابلپیشبینی مدیر میتواند کارکنان را سردرگم کند.
یک مثال کاربردی
فرض کنید مدیر یک تیم نرمافزاری هستید.
تیم شامل:
دو برنامهنویس ارشد؛
دو نیروی متوسط؛
و یک نیروی تازهکار
است.
مدیریت یکسان برای همه احتمالاً مناسب نیست.
نیروی تازهکار ممکن است به:
راهنمایی؛
بررسی بیشتر؛
و بازخورد منظم
نیاز داشته باشد.
اما برنامهنویس ارشد ممکن است با کنترل زیاد احساس محدودیت کند.
بنابراین مدیر میتواند با افراد مختلف، میزان متفاوتی از هدایت و استقلال داشته باشد.
این تفاوت به معنای بیعدالتی نیست.
بلکه نوعی مدیریت متناسب با شرایط است.
تفاوت عدالت و رفتار یکسان
یکی از مفاهیم مهم مدیریت این است که عدالت همیشه به معنای رفتار دقیقاً یکسان نیست.
دو کارمند ممکن است به دلیل تفاوت در:
تجربه؛
مسئولیت؛
و شرایط
به میزان متفاوتی از حمایت یا نظارت نیاز داشته باشند.
مدیر باید تصمیمهای خود را منطقی و شفاف توضیح دهد تا تفاوت رفتار باعث احساس تبعیض نشود.
سبک مدیریت در تیمهای دورکار
در تیمهای دورکار، مدیریت ذرهبینی میتواند مشکل بیشتری ایجاد کند.
بررسی دائمی آنلاین بودن کارکنان لزوماً معیار مناسبی برای عملکرد نیست.
در چنین تیمهایی بهتر است مدیر بیشتر بر:
هدف؛
خروجی؛
مهلت؛
ارتباط شفاف؛
و اعتماد
تمرکز کند.
البته همچنان باید بازخورد و پیگیری منظم وجود داشته باشد.
سبک مدیریت در دوران تغییر
هنگامی که سازمان در حال تغییر است، کارکنان معمولاً سؤالهای زیادی دارند.
مدیر باید:
ارتباط بیشتری برقرار کند؛
هدف تغییر را توضیح دهد؛
نگرانیها را بشنود؛
و جهت روشن ارائه کند.
سبک بسیار بسته و بدون توضیح میتواند مقاومت در برابر تغییر را افزایش دهد.
آیا مدیر باید سبک ثابت داشته باشد؟
مدیر میتواند ارزشها و اصول ثابتی داشته باشد؛ مثل:
احترام؛
صداقت؛
عدالت؛
و مسئولیتپذیری.
اما شیوه اجرا باید انعطاف داشته باشد.
برای مثال مدیر میتواند همیشه محترمانه رفتار کند، اما در بحران قاطعتر و در شرایط عادی مشارکتیتر باشد.
جمعبندی
سبک مدیریت به شیوهای گفته میشود که مدیر از طریق آن تصمیم میگیرد، ارتباط برقرار میکند، کارکنان را هدایت میکند و بر اجرای کارها نظارت دارد.
مهمترین سبکهای مدیریتی شامل:
آمرانه
مشارکتی
دموکراتیک
آزادگذار
مربیگر
تحولآفرین
مبادلهای
نتیجهگرا
خدمتگزار
بوروکراتیک
هستند.
اما مهمترین نکته این است که هیچکدام از این سبکها در تمام شرایط بهترین نیستند.
مدیر حرفهای شرایط را بررسی میکند و میپرسد:
چه نوع کاری داریم؟
کارکنان چقدر تجربه دارند؟
تصمیم چقدر فوری است؟
و چه میزان اختیار مناسب است؟
شاید بتوان مهمترین اصل این مقاله را در یک جمله خلاصه کرد:
مدیر حرفهای کسی نیست که فقط یک سبک مدیریتی را خوب اجرا کند؛ بلکه کسی است که بداند در چه شرایطی از چه سبکی استفاده کند.
پرسشهای متداول
سبک مدیریت چیست؟
سبک مدیریت به شیوهای گفته میشود که مدیر برای تصمیمگیری، ارتباط، هدایت کارکنان و کنترل فعالیتها استفاده میکند.
مهمترین انواع سبک مدیریت چیست؟
سبکهای آمرانه، مشارکتی، دموکراتیک، آزادگذار، مربیگر، تحولآفرین، مبادلهای، نتیجهگرا، خدمتگزار و بوروکراتیک از مهمترین سبکهای مدیریت هستند.
بهترین سبک مدیریت کدام است؟
سبک واحدی برای همه شرایط بهترین نیست. سبک مناسب به نوع فعالیت، تجربه کارکنان، زمان، خطر و شرایط سازمان بستگی دارد.
سبک مدیریت آمرانه چیست؟
در این سبک، مدیر بیشتر تصمیمها را شخصاً میگیرد و کارکنان اختیار محدودی در تصمیمگیری دارند.
سبک مدیریت مشارکتی چیست؟
در این سبک، مدیر از نظرات کارکنان استفاده میکند و آنها را در فرایند تصمیمگیری مشارکت میدهد.
مدیریت موقعیتی چیست؟
مدیریت موقعیتی یعنی مدیر سبک خود را بر اساس شرایط، نوع وظیفه و میزان آمادگی کارکنان تغییر دهد.
دیدگاهتان را بنویسید