انواع سبکهای مدیریت چیست؟ معرفی مهمترین سبکهای مدیریتی با مثال

دو مدیر را تصور کنید.
مدیر اول تقریباً همه تصمیمها را خودش میگیرد، کنترل زیادی روی جزئیات دارد و انتظار دارد کارکنان دقیقاً دستوراتش را اجرا کنند.
مدیر دوم قبل از تصمیمگیری از اعضای تیم نظر میخواهد، بخشی از اختیار را واگذار میکند و تلاش میکند کارکنان را در تصمیمها شریک کند.
هر دو مدیر هستند، اما سبک مدیریتی آنها یکسان نیست.
سبک مدیریت میتواند روی انگیزه کارکنان، سرعت تصمیمگیری، خلاقیت، رضایت شغلی، کیفیت ارتباطات و حتی عملکرد کل سازمان اثر بگذارد.
به همین دلیل شناخت انواع سبکهای مدیریت برای هر مدیر، سرپرست یا دانشجوی مدیریت اهمیت زیادی دارد.
Table of Contents
Toggleسبک مدیریت چیست؟
سبک مدیریت به شیوهای گفته میشود که مدیر از طریق آن:
تصمیم میگیرد؛
با کارکنان ارتباط برقرار میکند؛
اختیار را توزیع میکند؛
کارکنان را هدایت میکند؛
عملکرد را ارزیابی میکند؛
و با مسائل سازمان برخورد میکند.
به زبان ساده:
سبک مدیریت یعنی مدیر چگونه مدیریت میکند.
دو مدیر ممکن است هدف یکسانی داشته باشند، اما روش آنها برای رسیدن به آن هدف کاملاً متفاوت باشد.
چرا سبک مدیریت مهم است؟
شیوه رفتار مدیر فقط یک مسئله شخصی نیست.
این رفتار مستقیماً بر کارکنان اثر میگذارد.
برای مثال سبک مدیریت میتواند تعیین کند:
کارکنان تا چه اندازه آزادی دارند؛
چقدر در تصمیمها مشارکت میکنند؛
آیا از اشتباه کردن میترسند؛
آیا ایدههای خود را مطرح میکنند؛
چقدر به مدیر اعتماد دارند؛
و تا چه حد مسئولیتپذیر هستند.
بنابراین سبک مدیریت بخشی مهم از تجربه کاری کارکنان است.
آیا یک سبک مدیریتی همیشه بهترین است؟
خیر.
یکی از مهمترین نکات مدیریت این است که:
هیچ سبک مدیریتی در همه شرایط بهترین نیست.
سبک مناسب به عوامل مختلفی بستگی دارد.
از جمله:
نوع کار؛
تجربه کارکنان؛
زمان موجود؛
شرایط محیط؛
میزان ریسک؛
فرهنگ سازمان؛
و اهداف تیم.
مدیری که فقط یک سبک را بلد است، در واقع ابزار محدودی برای مدیریت موقعیتهای مختلف دارد.
۱. سبک مدیریت آمرانه
در سبک آمرانه، مدیر بخش عمده تصمیمها را خودش میگیرد.
اختیار در دست مدیر متمرکز است و کارکنان معمولاً آزادی محدودی برای تصمیمگیری دارند.
مدیر مشخص میکند:
چه کاری انجام شود؛
چگونه انجام شود؛
چه زمانی انجام شود؛
و چه کسی مسئول آن باشد.
ویژگیهای سبک آمرانه
تصمیمگیری متمرکز؛
کنترل زیاد؛
دستورهای روشن؛
نظارت مستقیم؛
و مشارکت محدود کارکنان.
مزایای سبک آمرانه
در برخی شرایط این سبک میتواند مفید باشد.
برای مثال:
در بحران؛
در شرایط اضطراری؛
وقتی تصمیم باید بسیار سریع گرفته شود؛
یا زمانی که کارکنان تجربه کمی دارند.
معایب سبک آمرانه
اگر این سبک بهصورت دائمی استفاده شود، ممکن است:
خلاقیت کاهش پیدا کند؛
کارکنان وابسته شوند؛
انگیزه کمتر شود؛
و افراد از تصمیمگیری بترسند.
مثال سبک آمرانه
فرض کنید در یک کارخانه حادثهای رخ داده است.
مدیر ایمنی نمیتواند جلسهای طولانی برگزار کند و از همه نظرخواهی کند.
او باید سریع بگوید:
«همه از این مسیر خارج شوند.»
در چنین شرایطی سبک آمرانه میتواند کاملاً منطقی باشد.
۲. سبک مدیریت مشارکتی
در سبک مشارکتی، مدیر کارکنان را در تصمیمگیری درگیر میکند.
مدیر همچنان مسئول تصمیم نهایی است، اما قبل از تصمیم نظر کارکنان را میپرسد.
ویژگیهای سبک مشارکتی
تبادل نظر؛
مشارکت کارکنان؛
ارتباط دوطرفه؛
و استفاده از دانش تیم.
مزایای سبک مشارکتی
افزایش تعهد؛
افزایش احساس ارزشمندی؛
استفاده بهتر از تجربه کارکنان؛
و تقویت خلاقیت.
معایب سبک مشارکتی
ممکن است تصمیمگیری زمان بیشتری ببرد.
همچنین اگر مدیر نتواند جلسه را مدیریت کند، بحثها ممکن است طولانی و بینتیجه شوند.
مثال سبک مشارکتی
فرض کنید تیم بازاریابی قصد دارد کمپین جدیدی طراحی کند.
مدیر میتواند قبل از انتخاب نهایی، از اعضای تیم بخواهد ایدههای خود را ارائه کنند و درباره مزایا و معایب هر روش بحث کنند.
در این شرایط مشارکت میتواند کیفیت تصمیم را افزایش دهد.
۳. سبک مدیریت دموکراتیک
سبک دموکراتیک شباهت زیادی به سبک مشارکتی دارد.
در این سبک، مدیر تلاش میکند نظرات اعضای تیم را در تصمیمها وارد کند و فضای گفتوگو ایجاد کند.
تفاوت اصلی ممکن است در میزان مشارکت باشد.
در برخی سازمانها، تصمیم نهایی همچنان با مدیر است.
در برخی دیگر، تصمیم میتواند با رأی یا توافق گروهی شکل بگیرد.
مزایای سبک دموکراتیک
افزایش مشارکت؛
افزایش اعتماد؛
تقویت حس مالکیت؛
و ایجاد فضای بازتر.
محدودیت سبک دموکراتیک
در شرایطی که زمان بسیار محدود است، این سبک ممکن است کند باشد.
۴. سبک مدیریت آزادگذار
در سبک آزادگذار یا Laissez-faire، مدیر آزادی زیادی به کارکنان میدهد.
مدیر کمتر در جزئیات دخالت میکند و کارکنان استقلال بیشتری دارند.
این سبک معمولاً زمانی بهتر جواب میدهد که تیم از افراد بسیار متخصص و باتجربه تشکیل شده باشد.
ویژگیهای سبک آزادگذار
آزادی بالا؛
کنترل مستقیم کمتر؛
اعتماد زیاد؛
و استقلال بیشتر کارکنان.
مزایای سبک آزادگذار
افزایش خلاقیت؛
افزایش استقلال؛
تقویت حس مالکیت؛
و کاهش کنترل غیرضروری.
معایب سبک آزادگذار
اگر اهداف روشن نباشند، ممکن است:
نقشها مبهم شوند؛
هماهنگی کاهش پیدا کند؛
و کارکنان سردرگم شوند.
مثال سبک آزادگذار
در یک تیم تحقیقاتی با چند پژوهشگر ارشد، مدیر ممکن است فقط هدف کلی را مشخص کند و آزادی زیادی برای انتخاب روش تحقیق به اعضای تیم بدهد.
۵. سبک مدیریت مربیگر
در سبک مربیگر، مدیر فقط به نتیجه امروز نگاه نمیکند.
رشد بلندمدت کارکنان برای او اهمیت زیادی دارد.
مدیر تلاش میکند:
بازخورد بدهد؛
سؤال بپرسد؛
افراد را به فکر کردن تشویق کند؛
و تواناییهای آنها را توسعه دهد.
مدیر مربیگر چگونه رفتار میکند؟
به جای اینکه فقط بگوید:
«این کار اشتباه بود.»
ممکن است بپرسد:
«فکر میکنی چه چیزی باعث این نتیجه شد؟»
یا:
«اگر دوباره با این مسئله روبهرو شوی چه کاری را متفاوت انجام میدهی؟»
این سبک میتواند به رشد کارکنان کمک زیادی کند.
مزایای سبک مربیگر
توسعه کارکنان؛
افزایش مهارت؛
ایجاد یادگیری؛
و آماده کردن افراد برای مسئولیتهای بیشتر.
محدودیت سبک مربیگر
نیازمند زمان، صبر و مهارت ارتباطی است.
در شرایطی که باید فوراً تصمیم گرفته شود، همیشه بهترین انتخاب نیست.
۶. سبک مدیریت تحولآفرین
مدیر تحولآفرین تلاش میکند افراد را برای حرکت فراتر از وضعیت موجود همراه کند.
در این سبک، مفاهیمی مانند:
چشمانداز؛
تغییر؛
نوآوری؛
الهامبخشی؛
و رشد
اهمیت زیادی دارند.
مدیر تحولآفرین معمولاً فقط نمیگوید چه کاری باید انجام شود.
او تلاش میکند کارکنان بفهمند چرا آن هدف مهم است.
مزایای سبک تحولآفرین
افزایش انگیزه؛
تقویت نوآوری؛
ایجاد انرژی برای تغییر؛
و افزایش تعهد.
محدودیت سبک تحولآفرین
اگر چشمانداز خوب وجود داشته باشد اما برنامه اجرایی مشخصی وجود نداشته باشد، ممکن است تیم انگیزه داشته باشد اما نتیجه مطلوب ایجاد نشود.
مثال سبک تحولآفرین
فرض کنید شرکتی قصد دارد مدل کسبوکار خود را کاملاً تغییر دهد.
مدیر باید فقط برنامه اجرایی ندهد، بلکه باید کارکنان را قانع کند که:
چرا این تغییر لازم است؟
اگر تغییر نکنیم چه اتفاقی میافتد؟
و آینده مطلوب سازمان چیست؟
۷. سبک مدیریت مبادلهای
در سبک مبادلهای، رابطه میان مدیر و کارکنان تا حد زیادی بر:
هدف؛
عملکرد؛
پاداش؛
و پیامدها
استوار است.
به زبان ساده:
اگر عملکرد مناسب باشد، پاداش داده میشود.
اگر استانداردها رعایت نشوند، اصلاح انجام میشود.
مزایای سبک مبادلهای
وضوح انتظارها؛
اندازهگیری راحتتر عملکرد؛
و مناسب بودن برای فعالیتهای ساختاریافته.
معایب سبک مبادلهای
ممکن است خلاقیت و انگیزه درونی را کمتر تقویت کند.
مثال سبک مبادلهای
در تیم فروش ممکن است مدیر اعلام کند:
اگر فروش ماهانه از هدف مشخصی عبور کند، پاداش ویژه پرداخت میشود.
این مثال سادهای از منطق مبادلهای است.
۸. سبک مدیریت نتیجهمحور
در این سبک، مدیر بیشترین تمرکز را بر نتیجه نهایی دارد.
او به کارکنان میگوید چه نتیجهای انتظار دارد و ممکن است آزادی بیشتری در انتخاب روش بدهد.
ویژگیهای سبک نتیجهمحور
تمرکز بر شاخصها؛
اهداف روشن؛
اندازهگیری عملکرد؛
و پاسخگویی.
مزایا
تمرکز بالا؛
شفافیت عملکرد؛
و کاهش توجه بیش از حد به جزئیات غیرضروری.
خطر احتمالی
اگر فقط نتیجه مهم باشد و نحوه رسیدن به آن نادیده گرفته شود، ممکن است:
رفتارهای غیراخلاقی؛
فشار بیش از حد؛
یا رقابت ناسالم
شکل بگیرد.
۹. سبک مدیریت بوروکراتیک
در سبک بوروکراتیک، مدیر بر:
قوانین؛
رویهها؛
استانداردها؛
و سلسلهمراتب
تأکید زیادی دارد.
این سبک در محیطهایی که خطا میتواند هزینه یا خطر بالایی داشته باشد، کاربرد زیادی دارد.
مثال
در بانک، بیمارستان، صنایع حساس یا سازمانهای امنیتی ممکن است رعایت دستورالعملها اهمیت بسیار زیادی داشته باشد.
در چنین محیطهایی نمیتوان همیشه گفت:
«هرکس هر طور راحتتر است کار را انجام دهد.»
مزایا
ثبات؛
قابل پیشبینی بودن؛
کنترل بهتر؛
و کاهش خطا.
معایب
اگر بیش از حد استفاده شود، میتواند:
سرعت تصمیمگیری را کاهش دهد؛
بوروکراسی ایجاد کند؛
و خلاقیت را محدود کند.
۱۰. سبک مدیریت خدمتگزار
در سبک مدیریت خدمتگزار، مدیر تلاش میکند شرایطی فراهم کند که کارکنان بتوانند بهتر رشد و فعالیت کنند.
تمرکز فقط بر قدرت مدیر نیست.
مدیر میپرسد:
«من چگونه میتوانم موانع تیم را کمتر کنم؟»
در این سبک:
اعتماد؛
حمایت؛
گوش دادن؛
و توسعه افراد
اهمیت زیادی دارند.
مدیریت موقعیتی چیست؟
یکی از مهمترین مفاهیم در سبکهای مدیریتی، مدیریت موقعیتی است.
منطق آن ساده است:
با همه کارکنان و در همه شرایط نمیتوان دقیقاً به یک شکل رفتار کرد.
فرض کنید دو کارمند داریم.
کارمند اول تازه وارد شرکت شده و تجربه کمی دارد.
کارمند دوم ده سال در این حوزه فعالیت کرده است.
اگر مدیر به هر دو استقلال کامل بدهد، کارمند اول ممکن است سردرگم شود.
اگر مدیر هر دو را با جزئیات کنترل کند، کارمند باتجربه احتمالاً احساس محدودیت خواهد کرد.
پس رفتار مدیر باید با شرایط هماهنگ شود.
چه عواملی بر انتخاب سبک مدیریت اثر دارند؟
تجربه کارکنان
افراد باتجربه معمولاً به نظارت کمتری نیاز دارند.
نوع وظیفه
یک فعالیت خلاقانه با کار استاندارد و تکراری یکسان نیست.
میزان خطر
در فعالیتهای پرریسک ممکن است قوانین و کنترل بیشتری لازم باشد.
زمان
اگر زمان کم باشد، مشارکت طولانی همیشه ممکن نیست.
فرهنگ سازمان
برخی سازمانها مشارکتیتر هستند و برخی ساختار رسمیتری دارند.
شخصیت مدیر
مدیران نیز ترجیحات رفتاری متفاوتی دارند.
اندازه تیم
مدیریت تیم ۵ نفره با مدیریت تیم ۵۰۰ نفره یکسان نیست.
مدیر سختگیر بهتر است یا مدیر مهربان؟
این سؤال بسیار رایج است، اما پاسخ آن را نمیتوان با یک کلمه داد.
مدیر حرفهای نه همیشه سختگیر است و نه همیشه نرم.
او باید بداند:
چه زمانی قاطع باشد؛
چه زمانی گوش دهد؛
چه زمانی اختیار بدهد؛
چه زمانی کنترل کند؛
و چه زمانی حمایت بیشتری ارائه دهد.
بنابراین بهتر است به جای «سختگیر یا مهربان» بپرسیم:
آیا رفتار مدیر با شرایط مناسب است؟
تفاوت مدیریت آمرانه و مشارکتی
این دو سبک یکی از واضحترین تفاوتها را دارند.
در سبک آمرانه:
تصمیم بیشتر توسط مدیر گرفته میشود.
در سبک مشارکتی:
نظر کارکنان نقش بیشتری دارد.
سبک آمرانه ممکن است سریعتر باشد.
سبک مشارکتی ممکن است تعهد بیشتری ایجاد کند.
هیچکدام بهتنهایی همیشه بهترین نیستند.
آیا سبک مشارکتی همیشه بهتر است؟
خیر.
تصور کنید آتشسوزی رخ داده است.
مدیر نباید بگوید:
«بیایید همه دور هم بنشینیم و درباره بهترین مسیر خروج نظر بدهیم.»
شرایط اضطراری به تصمیم سریع نیاز دارد.
اما در یک پروژه خلاقانه، تصمیمگیری کاملاً آمرانه ممکن است کیفیت ایدهها را کاهش دهد.
آیا سبک آزادگذار همیشه نشانه مدیریت مدرن است؟
خیر.
آزادی بدون هدف، مسئولیت و پاسخگویی میتواند به آشفتگی تبدیل شود.
مدیریت خوب یعنی:
آزادی همراه با مسئولیت.
مدیریت ذرهبینی چیست؟
مدیریت ذرهبینی یا Micro-management حالتی است که مدیر بیش از حد وارد جزئیات کار کارکنان میشود.
او ممکن است:
هر تصمیم کوچک را کنترل کند؛
دائماً گزارش بخواهد؛
و اجازه استقلال کمی بدهد.
این رفتار میتواند:
اعتماد را کاهش دهد؛
مدیر را خسته کند؛
و کارکنان را وابسته کند.
چرا بعضی مدیران مدیریت ذرهبینی دارند؟
ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد:
ترس از اشتباه؛
عدم اعتماد؛
کمالگرایی؛
تجربه کم مدیریتی؛
یا تصور اینکه «فقط خودم میتوانم درست انجام دهم.»
اما اگر مدیر نتواند تفویض کند، رشد سازمان نیز محدود میشود.
چگونه سبک مدیریتی خود را بشناسیم؟
یک مدیر میتواند از خودش چند سؤال بپرسد:
آیا بیشتر تصمیمها را خودم میگیرم؟
کارکنان چقدر آزادی دارند؟
آیا نظر مخالف را تحمل میکنم؟
چقدر بازخورد میدهم؟
آیا بیشتر روی نتیجه تمرکز دارم یا فرایند؟
آیا به رشد کارکنان اهمیت میدهم؟
آیا در بحران رفتاری متفاوت دارم؟
پاسخ این سؤالها میتواند تصویر اولیهای از سبک مدیریتی ایجاد کند.
چگونه سبک مدیریتی خود را بهتر کنیم؟
۱. بازخورد بگیرید
ممکن است تصویری که مدیر از خودش دارد با تجربه کارکنان متفاوت باشد.
از افراد قابل اعتماد بازخورد بگیرید.
۲. یک سبک ثابت نداشته باشید
انعطاف یکی از مهمترین ویژگیهای مدیر حرفهای است.
۳. تفویض اختیار را تمرین کنید
همه کارها نباید از مدیر عبور کنند.
۴. کارکنان را بشناسید
افراد مختلف نیازهای متفاوتی دارند.
۵. نتیجه رفتار خود را بررسی کنید
اگر سبک شما باعث:
ترس؛
وابستگی؛
یا خروج افراد توانمند
میشود، باید آن را بررسی کنید.
۶. در بحران و شرایط عادی یکسان رفتار نکنید
موقعیتهای مختلف، رفتارهای مختلف میطلبند.
سبک مدیریت و نسلهای مختلف کارکنان
گاهی درباره نسلهای مختلف کارکنان صحبت میشود، اما مدیر نباید همه افراد یک نسل را مشابه فرض کند.
بهتر است به جای برچسب زدن، هر فرد را بر اساس:
تجربه؛
مهارت؛
انگیزه؛
و نیازهای واقعی
بشناسد.
سبک مدیریت و دورکاری
در تیمهای دورکار، کنترل دائمی ممکن است بسیار مشکلساز شود.
مدیر باید بیشتر بر:
هدف؛
نتیجه؛
ارتباط منظم؛
اعتماد؛
و شفافیت
تمرکز کند.
مدیر دورکار خوب لزوماً کسی نیست که دائماً آنلاین بودن کارکنان را بررسی کند.
سبک مدیریت و خلاقیت
اگر مدیر میخواهد کارکنان ایدههای جدید ارائه کنند، باید فضای مناسبی ایجاد کند.
در محیطی که هر اشتباه شدیداً مجازات میشود، کارکنان احتمالاً کمتر ریسک میکنند.
به همین دلیل سبک مدیریتی میتواند بر میزان نوآوری سازمان اثر بگذارد.
سبک مدیریت و انگیزه کارکنان
مدیر میتواند یکی از مهمترین عوامل تجربه کاری کارکنان باشد.
سبکی که:
اعتماد؛
عدالت؛
استقلال؛
و بازخورد مناسب
ایجاد کند، میتواند زمینه انگیزش بیشتری فراهم کند.
اما کنترل بیش از حد، بیعدالتی و رفتار متناقض معمولاً اثر منفی دارند.
سبک مدیریت و فرهنگ سازمانی
رفتار مدیران بخشی از فرهنگ سازمان است.
اگر اکثر مدیران:
تصمیمها را متمرکز کنند؛
مخالفت را تحمل نکنند؛
و خطا را سرزنش کنند،
به مرور فرهنگی خاص شکل میگیرد.
اگر مدیران:
اعتماد کنند؛
یادگیری را تشویق کنند؛
و کارکنان را مشارکت دهند،
فرهنگ متفاوتی شکل خواهد گرفت.
مدیر موفق چه سبکی دارد؟
مدیر موفق لزوماً یک سبک ثابت ندارد.
او میتواند:
در بحران قاطع باشد؛
در تصمیمهای تخصصی مشارکتی عمل کند؛
با نیروی تازهکار راهنمایی بیشتری داشته باشد؛
و به متخصص باتجربه استقلال بدهد.
در واقع یکی از مهمترین تواناییهای مدیر حرفهای، تطبیق سبک با موقعیت است.
یک مثال کامل
فرض کنید مدیر یک تیم فناوری هستید.
چهار نفر در تیم حضور دارند.
نفر اول
تازهکار است و هنوز با فرایندها آشنا نیست.
به راهنمایی بیشتری نیاز دارد.
نفر دوم
متخصص باتجربه است و سالها در این حوزه کار کرده است.
احتمالاً به استقلال بیشتری نیاز دارد.
نفر سوم
توانایی دارد اما اعتمادبهنفسش کاهش یافته است.
ممکن است سبک مربیگر برای او مناسب باشد.
نفر چهارم
در شرایط اضطراری مسئول یک مشکل امنیتی شده است.
ممکن است در آن لحظه نیاز به تصمیمگیری سریعتر و قاطعتر وجود داشته باشد.
این مثال نشان میدهد حتی در یک تیم، مدیر ممکن است از یک سبک واحد استفاده نکند.
بزرگترین اشتباه در سبک مدیریت
یکی از بزرگترین اشتباهات این است که مدیر فکر کند:
«من همین هستم و همه باید با سبک من کنار بیایند.»
مدیریت حرفهای یعنی مدیر نیز باید خودش را با شرایط تطبیق دهد.
کارکنان فقط نباید با مدیر سازگار شوند؛ مدیر نیز باید نحوه مدیریت خود را بهبود دهد.
جمعبندی
سبک مدیریت به شیوهای گفته میشود که مدیر از طریق آن تصمیم میگیرد، ارتباط برقرار میکند، کارکنان را هدایت میکند و اختیار را توزیع میکند.
برخی از مهمترین سبکهای مدیریت عبارتاند از:
سبک آمرانه؛
مشارکتی؛
دموکراتیک؛
آزادگذار؛
مربیگر؛
تحولآفرین؛
مبادلهای؛
نتیجهمحور؛
بوروکراتیک؛
و خدمتگزار.
اما مهمترین نکته این است:
هیچ سبک مدیریتی برای همه افراد و همه موقعیتها بهترین نیست.
مدیر حرفهای شرایط را بررسی میکند و متناسب با:
تجربه کارکنان؛
نوع کار؛
زمان؛
ریسک؛
و محیط
رفتار خود را تنظیم میکند.
اگر بخواهیم این مقاله را در یک جمله خلاصه کنیم:
مدیر خوب کسی نیست که فقط یک سبک مدیریتی را عالی اجرا کند؛ مدیر خوب کسی است که بداند در هر موقعیت از کدام سبک استفاده کند.
پرسشهای متداول
سبک مدیریت چیست؟
سبک مدیریت شیوهای است که مدیر از طریق آن تصمیم میگیرد، ارتباط برقرار میکند و کارکنان را هدایت میکند.
مهمترین سبکهای مدیریت کداماند؟
سبکهای آمرانه، مشارکتی، دموکراتیک، آزادگذار، مربیگر، تحولآفرین، مبادلهای، نتیجهمحور، بوروکراتیک و خدمتگزار از مهمترین سبکها هستند.
بهترین سبک مدیریت چیست؟
یک سبک ثابت برای همه شرایط بهترین نیست. سبک مناسب به کارکنان، نوع وظیفه و موقعیت بستگی دارد.
سبک آمرانه چه زمانی مناسب است؟
در بحران، شرایط اضطراری و زمانی که تصمیم بسیار سریع لازم است، سبک آمرانه میتواند مناسب باشد.
سبک مشارکتی چیست؟
در این سبک مدیر کارکنان را در ارائه نظر و فرایند تصمیمگیری مشارکت میدهد.
مدیریت موقعیتی چیست؟
مدیریت موقعیتی یعنی مدیر سبک خود را متناسب با شرایط، نوع وظیفه و سطح آمادگی کارکنان تغییر دهد.
مدیریت ذرهبینی چیست؟
مدیریت ذرهبینی به دخالت بیش از حد مدیر در جزئیات کار کارکنان و کاهش استقلال آنها گفته میشود.
دیدگاهتان را بنویسید