مهارتهای مدیریتی چیست؟ معرفی مهارتهای سهگانه مدیران از دیدگاه رابرت کتز

آیا بهترین حسابدار یک شرکت، حتماً بهترین مدیر مالی هم خواهد بود؟
آیا بهترین مهندس یک مجموعه الزاماً میتواند یک تیم مهندسی را بهخوبی مدیریت کند؟
آیا فردی که دانش تخصصی بسیار بالایی دارد، لزوماً میتواند کارکنان را هدایت کند، تعارضها را حل کند و تصمیمهای مدیریتی مناسبی بگیرد؟
پاسخ این سؤالها ما را به یکی از مهمترین موضوعات علم مدیریت میرساند:
مهارتهای مدیریتی
مدیر موفق فقط کسی نیست که اطلاعات زیادی داشته باشد. او باید بتواند دانش خود را در موقعیت واقعی به کار بگیرد، با انسانها کار کند، تصمیم بگیرد و تصویر بزرگتری از سازمان داشته باشد.
یکی از شناختهشدهترین مدلها برای توضیح مهارتهای مدیران، مدل رابرت کتز است.
در این مدل، سه مهارت اساسی برای مدیران مطرح میشود:
مهارت فنی
مهارت انسانی
مهارت ادراکی
در ادامه هرکدام از این مهارتها را به زبان ساده و همراه با مثال بررسی میکنیم.
Table of Contents
Toggleمهارت مدیریتی چیست؟
مهارت مدیریتی به توانایی مدیر برای انجام مؤثر وظایف خود گفته میشود.
به زبان ساده:
مهارت مدیریتی یعنی مدیر بتواند دانستههای خود را به نتیجه عملی تبدیل کند.
ممکن است فردی دهها کتاب درباره مدیریت خوانده باشد اما وقتی دو کارمند با یکدیگر اختلاف پیدا میکنند، نتواند مشکل را مدیریت کند.
ممکن است فردی درباره تفویض اختیار اطلاعات زیادی داشته باشد اما در عمل نتواند هیچ کاری را به دیگران واگذار کند.
بنابراین میان دانش مدیریتی و مهارت مدیریتی تفاوت وجود دارد.
دانش یعنی بدانیم چه کاری باید انجام شود.
مهارت یعنی بتوانیم آن کار را در عمل انجام دهیم.
چرا مهارتهای مدیریتی مهم هستند؟
مدیر مسئول نتیجه یک تیم یا بخشی از سازمان است.
او باید بتواند:
تصمیم بگیرد؛
برنامهریزی کند؛
منابع را تخصیص دهد؛
کارکنان را هدایت کند؛
تعارضها را مدیریت کند؛
مشکلات را حل کند؛
و سازمان را در مسیر اهداف نگه دارد.
اگر مدیر فقط دانش تخصصی داشته باشد اما مهارتهای مدیریتی لازم را نداشته باشد، ممکن است نتواند از توانایی افراد تیم بهدرستی استفاده کند.
رابرت کتز کیست و مدل او چه میگوید؟
رابرت کتز یکی از صاحبنظرانی است که مدلی شناختهشده درباره مهارتهای مدیران ارائه کرده است.
طبق این دیدگاه، مدیران به سه مهارت اصلی نیاز دارند:
۱. مهارت فنی
۲. مهارت انسانی
۳. مهارت ادراکی
اهمیت نسبی این مهارتها در سطوح مختلف مدیریت یکسان نیست.
برای مثال یک سرپرست عملیاتی معمولاً به مهارت فنی بیشتری نیاز دارد.
در حالی که مدیرعامل باید توانایی بسیار بیشتری در دیدن کل سازمان و درک ارتباط میان بخشهای مختلف داشته باشد.
۱. مهارت فنی چیست؟
مهارت فنی یعنی توانایی استفاده از دانش، روشها، ابزارها و تکنیکهای تخصصی مرتبط با یک حوزه.
برای مثال:
مدیر حسابداری باید دانش مناسبی از حسابداری داشته باشد.
مدیر تولید باید فرایند تولید را بشناسد.
مدیر فناوری اطلاعات باید درک مناسبی از فناوری داشته باشد.
مدیر فروش باید اصول فروش و بازار را بشناسد.
به زبان ساده:
مهارت فنی یعنی مدیر بداند کار تخصصی حوزه خودش چگونه انجام میشود.
مثال ساده مهارت فنی
فرض کنید فردی مدیر یک واحد حسابداری است.
اگر این مدیر هیچ شناختی از:
صورتهای مالی؛
هزینهها؛
بودجه؛
و اصول حسابداری
نداشته باشد، مدیریت کارشناسان حسابداری برای او بسیار دشوار خواهد شد.
مدیر لازم نیست تمام کار کارشناسان را خودش انجام دهد، اما باید آنقدر دانش فنی داشته باشد که بتواند:
مسئله را بفهمد؛
سؤال مناسب بپرسد؛
عملکرد را ارزیابی کند؛
و تصمیم منطقی بگیرد.
مهارت فنی برای کدام مدیران مهمتر است؟
مهارت فنی معمولاً در سطوح پایینتر مدیریت اهمیت بیشتری دارد.
برای مثال سرپرستی که مستقیماً با کارکنان خط تولید فعالیت میکند باید شناخت مناسبی از فرایندهای تولید داشته باشد.
اما هرچه فرد به سطوح بالاتر مدیریت میرود، معمولاً کمتر درگیر جزئیات فنی میشود.
این به معنای بیاهمیت شدن دانش تخصصی نیست.
بلکه نوع فعالیت مدیر تغییر میکند.
خطر تخصصگرایی بیش از حد در مدیریت
یکی از مشکلات رایج مدیران تازهکار این است که همچنان مانند یک کارشناس عمل میکنند.
فرض کنید بهترین برنامهنویس یک شرکت به مدیر تیم تبدیل شود.
او ممکن است همچنان بخواهد:
همه کدها را خودش بررسی کند؛
مشکلات را خودش حل کند؛
و در تمام جزئیات وارد شود.
در این حالت شاید هنوز یک برنامهنویس بسیار خوب باشد، اما لزوماً مدیر خوبی نیست.
زیرا مدیر باید یاد بگیرد:
مسئولیت واگذار کند؛
تیم را رشد دهد؛
و به جای انجام تمام کارها، شرایط انجام بهتر کارها را فراهم کند.
۲. مهارت انسانی چیست؟
مهارت انسانی یعنی توانایی کار کردن مؤثر با افراد.
این مهارت شامل تواناییهایی مانند:
ارتباط؛
گوش دادن؛
همکاری؛
انگیزش؛
حل تعارض؛
مذاکره؛
اعتمادسازی؛
تفویض اختیار؛
و ارائه بازخورد
است.
در بسیاری از موارد، ضعف مدیران نه به دلیل کمبود دانش فنی، بلکه به دلیل ضعف در مهارت انسانی است.
چرا مهارت انسانی اهمیت زیادی دارد؟
مدیر از طریق انسانها نتیجه میگیرد.
حتی اگر مدیر با فناوری و سرمایه زیادی سروکار داشته باشد، همچنان باید با افراد مختلف تعامل کند.
او با:
کارکنان؛
مدیران دیگر؛
مشتریان؛
تأمینکنندگان؛
و مدیران ارشد
ارتباط دارد.
اگر مدیر نتواند با افراد ارتباط مناسبی برقرار کند، دانش تخصصی او بهتنهایی کافی نخواهد بود.
مثال مهارت انسانی
فرض کنید دو کارمند بسیار مهم یک تیم با یکدیگر اختلاف دارند.
مدیر میتواند دو واکنش داشته باشد.
واکنش اول:
«مشکل خودتان است، خودتان حل کنید.»
واکنش دوم:
مدیر ابتدا دیدگاه هر دو نفر را میشنود، علت اختلاف را بررسی میکند، بر مسئله اصلی تمرکز میکند و به آنها کمک میکند راهحل حرفهای پیدا کنند.
رفتار دوم نشاندهنده مهارت انسانی بیشتری است.
گوش دادن؛ یکی از مهمترین مهارتهای انسانی
مدیر خوب فقط سخنران خوبی نیست.
او باید شنونده خوبی نیز باشد.
گوش دادن فعال یعنی:
به حرف فرد توجه کنیم؛
وسط صحبت او نپریم؛
سؤال مناسب بپرسیم؛
و مطمئن شویم منظور واقعی او را فهمیدهایم.
گاهی یک مدیر میتواند با چند دقیقه گوش دادن صحیح، مشکلی را شناسایی کند که ماهها پنهان بوده است.
مهارت ارتباطی
مدیر باید بتواند پیام خود را واضح منتقل کند.
کارمند باید بداند:
چه کاری از او انتظار میرود؛
چرا این کار مهم است؛
چه زمانی باید انجام شود؛
و نتیجه مطلوب چیست.
بسیاری از مشکلات سازمانی نه به دلیل ضعف کارکنان، بلکه به دلیل انتظارهای مبهم ایجاد میشوند.
مهارت حل تعارض
هر جا انسانها در کنار هم کار کنند، اختلاف طبیعی است.
مدیر نباید انتظار داشته باشد هیچ تعارضی وجود نداشته باشد.
مهم این است که بتواند تعارض را مدیریت کند.
مدیر باید تشخیص دهد:
آیا اختلاف درباره کار است؟
آیا مسئله شخصی شده است؟
آیا سوءتفاهم وجود دارد؟
و چه راهحلی میتواند منافع طرفین و سازمان را بهتر تأمین کند؟
مهارت انگیزش
افراد مختلف با عوامل متفاوتی انگیزه میگیرند.
برای یک نفر:
فرصت رشد مهم است.
برای فرد دیگر:
امنیت شغلی.
برای دیگری:
استقلال.
و برای فرد دیگری:
پاداش مالی.
مدیر حرفهای تلاش میکند کارکنان را بشناسد و شرایطی ایجاد کند که انگیزه آنها تقویت شود.
مهارت انسانی در چه سطحی مهمتر است؟
پاسخ مهم این است:
تقریباً در همه سطوح مدیریت.
مدیر عملیاتی با کارکنان سروکار دارد.
مدیر میانی با تیم و مدیران دیگر ارتباط دارد.
مدیر عالی نیز با مدیران، هیئتمدیره، کارکنان و افراد خارج از سازمان تعامل میکند.
بنابراین مهارت انسانی در تمام سطوح مدیریتی اهمیت بالایی دارد.
۳. مهارت ادراکی چیست؟
مهارت ادراکی یا مفهومی یعنی توانایی دیدن سازمان بهعنوان یک کل و درک ارتباط میان بخشهای مختلف آن.
مدیر دارای مهارت ادراکی فقط به واحد خودش نگاه نمیکند.
او میپرسد:
این تصمیم چه اثری بر کل سازمان دارد؟
اگر فروش افزایش پیدا کند، تولید چه تغییری باید بکند؟
اگر هزینهها کاهش پیدا کنند، کیفیت چه خواهد شد؟
اگر نیروی جدید استخدام کنیم، هزینه و بهرهوری چه تغییری میکند؟
اگر قیمت را کاهش دهیم، تصویر برند چه میشود؟
به زبان ساده:
مهارت ادراکی یعنی توانایی دیدن تصویر بزرگ.
مثال ساده مهارت ادراکی
فرض کنید مدیر فروش پیشنهاد میدهد:
«برای افزایش فروش، قیمت محصول را ۳۰ درصد کاهش دهیم.»
از نگاه فروش، این تصمیم ممکن است جذاب باشد.
اما مدیر دارای مهارت ادراکی سؤالهای بیشتری میپرسد:
این تخفیف چه اثری بر سود دارد؟
آیا تولید توان پاسخگویی به تقاضای بیشتر را دارد؟
آیا برند ارزانتر دیده میشود؟
آیا مشتریان آینده انتظار تخفیف دائمی خواهند داشت؟
آیا جریان نقدی تحت تأثیر قرار میگیرد؟
اینجاست که تفاوت نگاه بخشی و نگاه کلان مشخص میشود.
تفکر سیستمی و مهارت ادراکی
مهارت ادراکی ارتباط زیادی با تفکر سیستمی دارد.
در تفکر سیستمی، سازمان مجموعهای از بخشهای جدا نیست.
هر بخش بر بخشهای دیگر اثر میگذارد.
برای مثال:
تصمیم منابع انسانی میتواند بر تولید اثر بگذارد.
تصمیم مالی میتواند بر بازاریابی اثر بگذارد.
تصمیم فروش میتواند بر عملیات اثر بگذارد.
مدیر حرفهای تلاش میکند قبل از تصمیمگیری، این ارتباطات را ببیند.
مهارت ادراکی برای کدام مدیران مهمتر است؟
هرچه به سطوح بالاتر مدیریت حرکت کنیم، اهمیت مهارت ادراکی بیشتر میشود.
مدیرعامل باید کل سازمان را ببیند.
او نمیتواند فقط روی یک واحد تمرکز کند.
باید ارتباط میان:
بازار؛
مالی؛
نیروی انسانی؛
فناوری؛
رقبا؛
مشتری؛
و آینده سازمان
را درک کند.
به همین دلیل مهارت ادراکی برای مدیران عالی اهمیت بسیار زیادی دارد.
رابطه مهارتها با سطوح مدیریت
مدیران در سطوح مختلف به ترکیب متفاوتی از مهارتها نیاز دارند.
مدیران عملیاتی
این مدیران مستقیماً با فعالیتهای اجرایی سروکار دارند.
بنابراین مهارت فنی برای آنها اهمیت زیادی دارد.
اما آنها نیز باید مهارت انسانی مناسبی داشته باشند.
مدیران میانی
مدیران میانی میان مدیران عالی و عملیاتی قرار دارند.
آنها باید:
برنامههای مدیران ارشد را درک کنند؛
آنها را به برنامههای اجرایی تبدیل کنند؛
و واحدهای مختلف را هماهنگ کنند.
بنابراین به هر سه مهارت نیاز دارند.
مدیران عالی
مدیران ارشد بیشتر با:
استراتژی؛
آینده؛
محیط؛
و تصمیمهای کلان
سروکار دارند.
بنابراین مهارت ادراکی برای آنها اهمیت بیشتری دارد.
جدول ساده مهارتهای مدیریتی
| سطح مدیریت | مهارت فنی | مهارت انسانی | مهارت ادراکی |
|---|---|---|---|
| مدیران عملیاتی | بسیار مهم | بسیار مهم | مهم |
| مدیران میانی | مهم | بسیار مهم | بسیار مهم |
| مدیران عالی | کمتر از سطوح عملیاتی | بسیار مهم | بسیار مهم |
نکته مهم این است که این جدول به معنای بینیازی هیچ مدیری از یک مهارت خاص نیست.
تفاوت بیشتر در میزان اهمیت نسبی مهارتهاست.
تفاوت مهارت فنی، انسانی و ادراکی
به سادهترین شکل میتوان گفت:
مهارت فنی = کار
مهارت انسانی = آدمها
مهارت ادراکی = تصویر بزرگ
اگر بخواهیم این سه را با یک مثال توضیح دهیم، فرض کنید مدیر یک کارخانه هستید.
مهارت فنی کمک میکند فرایند تولید را بفهمید.
مهارت انسانی کمک میکند کارکنان و مدیران را هدایت کنید.
مهارت ادراکی کمک میکند بفهمید تصمیم تولید چگونه بر فروش، مالی، مشتری و آینده شرکت اثر میگذارد.
آیا فقط همین سه مهارت برای مدیریت کافی هستند؟
مدل کتز یکی از مدلهای بنیادی مدیریت است، اما مدیران امروزی به مهارتهای دیگری نیز نیاز دارند.
از جمله:
تصمیمگیری؛
حل مسئله؛
مدیریت زمان؛
مذاکره؛
تفکر استراتژیک؛
مدیریت تغییر؛
سواد دیجیتال؛
تحلیل داده؛
و مدیریت پروژه.
اما بسیاری از این مهارتها را میتوان با همان سه گروه اصلی نیز مرتبط دانست.
مهارت تصمیمگیری
مدیر تقریباً هر روز تصمیم میگیرد.
بعضی تصمیمها کوچک هستند.
بعضی تصمیمها میتوانند آینده سازمان را تغییر دهند.
مدیر باید بتواند:
مسئله را تعریف کند؛
اطلاعات جمعآوری کند؛
گزینهها را بررسی کند؛
پیامدها را بسنجد؛
و تصمیم بگیرد.
یکی از مشکلات رایج، تحلیل بیش از حد است.
گاهی مدیر آنقدر دنبال اطلاعات بیشتر میگردد که زمان مناسب تصمیمگیری از دست میرود.
مهارت حل مسئله
مدیریت بدون مسئله تقریباً وجود ندارد.
بخشی از کار مدیر، حل مشکلات است.
اما مدیر حرفهای فقط نشانهها را درمان نمیکند.
او تلاش میکند علت اصلی مشکل را پیدا کند.
فرض کنید فروش کاهش یافته است.
راهحل سریع ممکن است افزایش تبلیغات باشد.
اما اگر مشکل اصلی کیفیت محصول باشد، افزایش تبلیغات فقط افراد بیشتری را با محصول نامناسب آشنا میکند.
بنابراین حل مسئله نیازمند تشخیص صحیح علت است.
مهارت تفویض اختیار
یکی از مهمترین مهارتهای مدیر، توانایی واگذاری کار به دیگران است.
مدیر ضعیف میگوید:
«اگر خودم انجام بدهم سریعتر است.»
این جمله شاید در کوتاهمدت درست باشد.
اما اگر مدیر همیشه همه کارها را خودش انجام دهد:
کارکنان رشد نمیکنند؛
مدیر فرسوده میشود؛
تصمیمها کند میشوند؛
و سازمان به یک نفر وابسته خواهد شد.
تفویض یعنی:
کار مناسب را؛
به فرد مناسب؛
با اختیار مناسب؛
و همراه با پیگیری مناسب
واگذار کنیم.
مهارت مدیریت زمان
مدیران معمولاً با درخواستها و وظایف متعددی روبهرو هستند.
جلسات؛
تصمیمها؛
ایمیلها؛
مشکلات کارکنان؛
و فعالیتهای اجرایی.
اگر مدیر نتواند اولویتبندی کند، ممکن است تمام روز مشغول باشد اما کارهای مهم پیش نروند.
مدیر حرفهای باید میان:
کار فوری؛
کار مهم؛
و کار غیرضروری
تفاوت قائل شود.
مهارت مذاکره
مدیران دائماً در حال مذاکره هستند.
با:
کارکنان؛
مشتریان؛
تأمینکنندگان؛
مدیران ارشد؛
و سایر واحدها.
مذاکره فقط درباره قیمت نیست.
حتی تعیین زمان تحویل پروژه نیز نوعی مذاکره است.
مهارت ارائه بازخورد
بازخورد یکی از ابزارهای مهم رشد کارکنان است.
مدیر باید بتواند هم عملکرد خوب را ببیند و هم درباره مشکلات صحبت کند.
بازخورد خوب:
مشخص است؛
به رفتار اشاره میکند؛
قابل اقدام است؛
و به موقع ارائه میشود.
به جای گفتن:
«کارت ضعیف بود.»
بهتر است گفته شود:
«گزارش سه روز دیر تحویل شد و دو بخش آن اطلاعات کافی نداشت. برای گزارش بعدی این دو بخش را اصلاح کنیم.»
مهارت خودآگاهی
مدیر باید خودش را نیز بشناسد.
بداند:
در بحران چگونه رفتار میکند؛
چه نقاط قوتی دارد؛
کجا زود عصبانی میشود؛
چه نوع افرادی او را به چالش میکشند؛
و در چه زمینههایی نیاز به رشد دارد.
مدیری که خودش را نمیشناسد ممکن است رفتارهای نامناسب خود را بارها تکرار کند.
مهارت مدیریت تغییر
سازمانها دائماً تغییر میکنند.
فناوری جدید؛
رقیب جدید؛
بازار جدید؛
قانون جدید؛
و تغییر رفتار مشتری
میتوانند مدیر را مجبور به تغییر کنند.
مدیر باید بتواند:
دلیل تغییر را توضیح دهد؛
مقاومت کارکنان را بفهمد؛
برنامه تغییر ایجاد کند؛
و افراد را با مسیر جدید همراه کند.
مهارت دیجیتال
مدیر امروز نمیتواند نسبت به فناوری بیتفاوت باشد.
لازم نیست هر مدیر برنامهنویس باشد.
اما باید درک مناسبی از:
فناوری؛
داده؛
امنیت اطلاعات؛
ابزارهای دیجیتال؛
و هوش مصنوعی
داشته باشد.
فناوری به یکی از اجزای اصلی تصمیمهای مدیریتی تبدیل شده است.
مهارت کار با داده
تصمیم مدیریتی فقط نباید بر احساس و حدس استوار باشد.
مدیر باید بتواند شاخصهای مهم را درک کند.
برای مثال:
فروش؛
هزینه؛
بهرهوری؛
رضایت مشتری؛
نرخ خروج کارکنان؛
و عملکرد تیم.
داده جای قضاوت مدیریتی را نمیگیرد، اما میتواند کیفیت تصمیم را افزایش دهد.
تفاوت مدیر متخصص و مدیر حرفهای
یک متخصص میگوید:
«من خودم میتوانم این کار را عالی انجام دهم.»
مدیر حرفهای میپرسد:
«چگونه میتوانم شرایطی ایجاد کنم که تیم بتواند این کار را عالی انجام دهد؟»
این تفاوت بسیار مهم است.
وقتی فرد وارد مدیریت میشود، موفقیت او دیگر فقط با عملکرد شخصی خودش سنجیده نمیشود.
عملکرد تیم نیز اهمیت پیدا میکند.
یک اشتباه رایج در ارتقای کارکنان
یکی از اشتباهات متداول سازمانها این است که بهترین متخصص را به مدیر تبدیل میکنند بدون اینکه بررسی کنند آیا مهارتهای مدیریتی دارد یا خیر.
برای مثال:
بهترین فروشنده → مدیر فروش
بهترین مهندس → مدیر فنی
بهترین حسابدار → مدیر مالی
این ارتقا ممکن است کاملاً درست باشد؛ اما تخصص بالا بهتنهایی تضمینکننده مدیریت موفق نیست.
یک فروشنده موفق باید خودش خوب بفروشد.
اما مدیر فروش باید کاری کند که کل تیم بهتر بفروشد.
این دو شغل مهارتهای متفاوتی میخواهند.
چگونه مهارت فنی را تقویت کنیم؟
راههای مختلفی وجود دارد:
مطالعه تخصصی؛
کار عملی؛
دورههای آموزشی؛
استفاده از تجربه افراد باتجربه؛
و بهروز نگه داشتن دانش.
اما مدیر باید مراقب باشد تمام زمان خود را صرف کار تخصصی نکند.
چگونه مهارت انسانی را تقویت کنیم؟
بیشتر گوش دهید
قبل از پاسخ دادن تلاش کنید مسئله را کامل بفهمید.
بازخورد بگیرید
از افراد قابل اعتماد بپرسید شیوه مدیریت شما چگونه دیده میشود.
تعارض را مدیریت کنید
از اختلاف فرار نکنید.
تفویض کنید
به کارکنان فرصت تجربه بدهید.
ارتباط روشن داشته باشید
انتظارها را دقیق بیان کنید.
تفاوت افراد را بپذیرید
همه کارکنان یکسان نیستند.
چگونه مهارت ادراکی را تقویت کنیم؟
از واحد خود فراتر بروید
فقط درباره حوزه تخصصی خود یاد نگیرید.
اگر مدیر فروش هستید، درباره مالی و عملیات نیز بدانید.
پیامد تصمیمها را بررسی کنید
از خودتان بپرسید:
«بعد از این تصمیم چه اتفاقی میافتد؟»
سناریو طراحی کنید
اگر بازار تغییر کند چه میشود؟
اگر رقیب قیمت را کاهش دهد چه میشود؟
استراتژی مطالعه کنید
تفکر استراتژیک دید شما را از مسائل روزمره فراتر میبرد.
کل سیستم را ببینید
تصمیم واحد شما چه اثری بر مشتری، کارکنان و سایر واحدها دارد؟
چگونه بفهمیم کدام مهارت ما ضعیفتر است؟
به مشکلاتی نگاه کنید که مرتب تکرار میشوند.
اگر در موضوعات تخصصی زیاد اشتباه میکنید، شاید مهارت فنی نیاز به تقویت دارد.
اگر دائماً با کارکنان تعارض دارید یا افراد منظور شما را درست متوجه نمیشوند، مهارت انسانی را بررسی کنید.
اگر در جزئیات بسیار قوی هستید اما نمیتوانید آینده یا تأثیر تصمیمها بر کل سازمان را ببینید، مهارت ادراکی نیاز به رشد دارد.
مدیر آینده به چه مهارتهایی نیاز دارد؟
محیط مدیریت در حال تغییر است.
مدیر آینده باید علاوه بر مهارتهای کلاسیک، تواناییهایی مانند:
یادگیری سریع؛
کار با فناوری؛
تفکر تحلیلی؛
مدیریت تیمهای دورکار؛
خلاقیت؛
سازگاری؛
و مدیریت تغییر
را تقویت کند.
اما حتی با تغییر فناوری، یک اصل همچنان باقی میماند:
مدیریت همچنان درباره کار، انسان و تصویر بزرگ سازمان است.
همان سه مفهومی که مدل کتز بهخوبی توضیح میدهد.
یک مثال کامل
فرض کنید مدیر یک شعبه بانک هستید.
مهارت فنی
باید با:
خدمات بانکی؛
مقررات؛
فرایندهای شعبه؛
و عملیات بانکی
آشنا باشید.
مهارت انسانی
باید بتوانید:
با کارکنان ارتباط برقرار کنید؛
مشکلات مشتریان را مدیریت کنید؛
تعارض را حل کنید؛
و انگیزه تیم را حفظ کنید.
مهارت ادراکی
باید بتوانید درک کنید:
عملکرد شعبه چگونه بر اهداف کلی بانک اثر میگذارد؟
تغییر رفتار مشتری چه معنایی دارد؟
فناوری بانکداری چه تغییری در آینده شعبه ایجاد میکند؟
یک مدیر اثربخش به ترکیبی از هر سه مهارت نیاز دارد.
آیا مهارت مدیریتی ذاتی است یا اکتسابی؟
برخی افراد ممکن است ویژگیهای شخصیتی مناسبی برای مدیریت داشته باشند.
اما بخش بزرگی از مهارتهای مدیریتی قابل یادگیری و توسعه هستند.
مدیری که امروز بازخورد ضعیفی میدهد میتواند این مهارت را تمرین کند.
مدیری که بیش از حد کنترل میکند میتواند تفویض اختیار را یاد بگیرد.
مدیری که فقط درگیر جزئیات است میتواند تفکر استراتژیک خود را تقویت کند.
مدیریت نیز مانند بسیاری از تواناییها با:
یادگیری؛
تمرین؛
تجربه؛
و بازخورد
بهتر میشود.
آیا مدیر باید در همه مهارتها عالی باشد؟
نه لزوماً.
تقریباً هیچ مدیری در تمام حوزهها به یک اندازه قوی نیست.
مهم این است که:
نقاط قوت خود را بشناسد؛
ضعفهای مهم را اصلاح کند؛
و از توانایی افراد دیگر نیز استفاده کند.
یکی از نشانههای مدیر حرفهای این است که تصور نمیکند باید شخصاً بهترین فرد در همه چیز باشد.
چند سؤال برای ارزیابی مهارت مدیریتی خود
از خودتان بپرسید:
آیا میتوانم کارها را به دیگران واگذار کنم؟
آیا کارکنان میتوانند راحت با من صحبت کنند؟
آیا هنگام تعارض آرام میمانم؟
آیا فقط به واحد خودم فکر میکنم یا کل سازمان را میبینم؟
آیا تصمیمهایم بر داده و منطق استوارند؟
آیا بازخورد میگیرم؟
آیا کارکنان زیر نظر من رشد میکنند؟
آیا برای آینده وقت میگذارم یا تمام روز گرفتار کارهای فوری هستم؟
پاسخ صادقانه به این سؤالها میتواند نقطه شروع خوبی برای رشد مدیریتی باشد.
جمعبندی
یکی از شناختهشدهترین مدلهای مهارت مدیریتی توسط رابرت کتز ارائه شده است.
در این مدل، مدیران به سه مهارت اساسی نیاز دارند:
مهارت فنی: توانایی درک و استفاده از دانش تخصصی.
مهارت انسانی: توانایی کار مؤثر با افراد.
مهارت ادراکی: توانایی دیدن سازمان بهعنوان یک کل و درک ارتباط میان اجزای آن.
اهمیت نسبی این مهارتها در سطوح مختلف مدیریت تغییر میکند.
در سطوح عملیاتی، مهارت فنی اهمیت بیشتری دارد.
در سطوح عالی، مهارت ادراکی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
و مهارت انسانی تقریباً در تمام سطوح مدیریت بسیار مهم است.
اگر بخواهیم مدل کتز را خیلی ساده به خاطر بسپاریم:
فنی = کار
انسانی = آدمها
ادراکی = تصویر بزرگ
و مدیر حرفهای کسی است که بتواند متناسب با سطح مسئولیت و شرایط خود، ترکیب مناسبی از این سه مهارت را به کار بگیرد.
پرسشهای متداول
مهارتهای مدیریتی چیست؟
مهارتهای مدیریتی تواناییهایی هستند که مدیر برای انجام وظایف خود، هدایت کارکنان، تصمیمگیری و دستیابی به اهداف سازمان به آنها نیاز دارد.
سه مهارت اصلی مدیران از دیدگاه رابرت کتز چیست؟
مهارت فنی، مهارت انسانی و مهارت ادراکی سه مهارت اصلی در مدل رابرت کتز هستند.
مهارت فنی چیست؟
مهارت فنی یعنی توانایی استفاده از دانش، روشها و ابزارهای تخصصی یک حوزه.
مهارت انسانی چیست؟
مهارت انسانی یعنی توانایی ارتباط، همکاری، انگیزش، حل تعارض و کار مؤثر با دیگران.
مهارت ادراکی چیست؟
مهارت ادراکی یعنی توانایی دیدن سازمان بهعنوان یک کل و درک ارتباط میان بخشهای مختلف آن.
کدام مهارت برای مدیران ارشد مهمتر است؟
مهارت ادراکی در سطوح بالاتر مدیریت اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا مدیران ارشد باید سازمان و محیط آن را بهصورت کلان ببینند.
کدام مهارت در تمام سطوح مدیریت مهم است؟
مهارت انسانی تقریباً در تمام سطوح مدیریت اهمیت زیادی دارد، زیرا همه مدیران با انسانها سروکار دارند.
آیا مهارتهای مدیریتی قابل یادگیری هستند؟
بله. بخش بزرگی از مهارتهای مدیریتی از طریق آموزش، تجربه، تمرین و دریافت بازخورد قابل توسعه هستند.
دیدگاهتان را بنویسید