رفتار سازمانی چیست؟ تعریف، اهداف و کاربرد رفتار سازمانی به زبان ساده

چرا دو کارمند که در یک شرکت، با یک حقوق و در یک موقعیت شغلی مشابه کار میکنند، ممکن است رفتار کاملاً متفاوتی داشته باشند؟
چرا یک نفر از شغلش لذت میبرد و فرد دیگری در همان محیط احساس خستگی و نارضایتی میکند؟
چرا بعضی تیمها با وجود داشتن افراد معمولی عملکردی فوقالعاده دارند، اما بعضی گروهها با وجود حضور افراد بسیار بااستعداد، نتیجه مطلوبی نمیگیرند؟
چرا برخی کارکنان با تغییرات سازمانی همراه میشوند و بعضی دیگر در برابر همان تغییرات مقاومت میکنند؟
پاسخ بسیاری از این سؤالها در یکی از مهمترین حوزههای علم مدیریت قرار دارد:
رفتار سازمانی
رفتار سازمانی به ما کمک میکند انسان را در محیط کار بهتر بشناسیم؛ نه فقط بهعنوان یک «کارمند»، بلکه بهعنوان فردی که شخصیت، انگیزه، احساس، نگرش، نیاز و برداشتهای خاص خودش را دارد.
Table of Contents
Toggleرفتار سازمانی چیست؟
رفتار سازمانی یا Organizational Behavior که به اختصار OB نیز گفته میشود، حوزهای از دانش است که رفتار افراد و گروهها را در سازمان بررسی میکند.
به زبان ساده:
رفتار سازمانی یعنی مطالعه رفتار انسان در محیط کار.
این علم تلاش میکند بفهمد:
افراد چرا رفتارهای متفاوتی دارند؛
چه عواملی بر انگیزه آنها اثر میگذارد؛
چرا بعضی کارکنان عملکرد بالاتری دارند؛
چگونه تیمهای موفق شکل میگیرند؛
تعارضها چگونه به وجود میآیند؛
و مدیر چگونه میتواند محیط کاری اثربخشتری ایجاد کند.
چرا رفتار سازمانی اهمیت دارد؟
بسیاری از مدیران تصور میکنند اگر بهترین تجهیزات، منابع مالی و فناوری را داشته باشند، سازمان حتماً موفق خواهد شد.
اما واقعیت این است که سازمانها فقط از ماشین، سرمایه و ساختمان تشکیل نشدهاند.
انسانها قلب سازمان هستند.
ممکن است سازمان بهترین استراتژی را داشته باشد، اما کارکنان انگیزهای برای اجرای آن نداشته باشند.
ممکن است فناوری بسیار پیشرفته باشد، اما افراد در برابر استفاده از آن مقاومت کنند.
ممکن است شرکت بهترین نیروها را استخدام کند، اما اختلاف و تعارض اجازه ندهد یک تیم واقعی شکل بگیرد.
به همین دلیل شناخت رفتار انسان برای مدیریت اهمیت بسیار زیادی دارد.
رفتار سازمانی چه موضوعاتی را بررسی میکند؟
رفتار سازمانی حوزه بسیار گستردهای است.
برخی از مهمترین موضوعات آن عبارتاند از:
شخصیت؛
ادراک؛
نگرش؛
انگیزش؛
رضایت شغلی؛
یادگیری؛
تصمیمگیری؛
رهبری؛
ارتباطات؛
کار تیمی؛
قدرت؛
سیاست سازمانی؛
تعارض؛
فرهنگ سازمانی؛
ساختار سازمانی؛
و تغییر سازمانی.
تقریباً هر موضوعی که به رفتار انسان در محیط کار مربوط باشد، میتواند بخشی از رفتار سازمانی باشد.
اهداف رفتار سازمانی چیست؟
رفتار سازمانی معمولاً چند هدف اصلی دارد.
۱. توصیف رفتار
اولین هدف این است که بدانیم در سازمان چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
برای مثال:
چند نفر از کارکنان از شغل خود ناراضی هستند؟
میزان غیبت چقدر است؟
چه نوع تعارضهایی میان واحدها وجود دارد؟
کارکنان چگونه با مدیران ارتباط برقرار میکنند؟
توصیف، نقطه شروع شناخت رفتار است.
۲. درک و توضیح رفتار
مرحله بعدی این است که بفهمیم:
چرا این رفتار رخ داده است؟
برای مثال اگر کارکنان انگیزه کمی دارند، فقط مشاهده کمبود انگیزه کافی نیست.
باید بررسی کنیم:
آیا سیستم پاداش ناعادلانه است؟
آیا مدیر رفتار مناسبی ندارد؟
آیا فرصت رشد وجود ندارد؟
آیا شغل بیش از حد یکنواخت است؟
یا کارکنان هدف مشخصی ندارند؟
۳. پیشبینی رفتار
رفتار سازمانی تلاش میکند با شناخت عوامل مؤثر، رفتارهای احتمالی را بهتر پیشبینی کند.
برای مثال:
اگر احساس بیعدالتی افزایش پیدا کند، چه اتفاقی ممکن است برای انگیزش کارکنان بیفتد؟
اگر مدیر سبک رهبری خود را تغییر دهد، واکنش تیم چگونه خواهد بود؟
البته رفتار انسان را نمیتوان با قطعیت کامل پیشبینی کرد، اما شناخت علمی میتواند دقت تصمیمها را افزایش دهد.
۴. تأثیرگذاری و مدیریت رفتار
هدف نهایی این است که مدیر بتواند محیطی ایجاد کند که رفتارهای مطلوب تقویت شوند.
برای مثال:
همکاری بیشتر شود؛
تعارض مخرب کاهش یابد؛
انگیزه افزایش پیدا کند؛
ارتباطات بهتر شوند؛
و عملکرد کارکنان بهبود یابد.
هدف رفتار سازمانی «کنترل انسان» نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که افراد و سازمان بتوانند بهتر عمل کنند.
سه سطح تحلیل در رفتار سازمانی
یکی از مهمترین مفاهیم رفتار سازمانی این است که رفتار انسان را نمیتوان فقط در یک سطح بررسی کرد.
معمولاً سه سطح اصلی در نظر گرفته میشود:
سطح فردی
سطح گروهی
سطح سازمانی
سطح اول: رفتار فردی
در این سطح، تمرکز بر ویژگیهای هر فرد است.
موضوعاتی مانند:
شخصیت؛
ادراک؛
نگرش؛
رضایت شغلی؛
انگیزش؛
یادگیری؛
و تصمیمگیری فردی
در این سطح بررسی میشوند.
شخصیت در رفتار سازمانی
افراد شخصیتهای متفاوتی دارند.
یک نفر ممکن است اجتماعی باشد.
فرد دیگری آرام و درونگرا باشد.
یکی ممکن است ریسکپذیر باشد.
دیگری احتیاط بیشتری داشته باشد.
این تفاوتها میتوانند بر نحوه کار، ارتباط و تصمیمگیری افراد اثر بگذارند.
اما باید مراقب بود که شخصیت را به یک برچسب ساده تبدیل نکنیم.
انسانها پیچیدهتر از چند ویژگی شخصیتی هستند.
ادراک چیست؟
ادراک یعنی شیوهای که فرد اطلاعات محیط را دریافت و تفسیر میکند.
نکته مهم این است:
افراد همیشه واقعیت را به یک شکل نمیبینند.
برای مثال مدیر ممکن است بازخورد سختی به دو کارمند بدهد.
کارمند اول فکر کند:
«مدیر میخواهد کمک کند بهتر شوم.»
کارمند دوم ممکن است فکر کند:
«مدیر با من مشکل شخصی دارد.»
اتفاق یکسان است، اما برداشت متفاوت.
این تفاوت ادراک میتواند رفتار افراد را تغییر دهد.
نگرش چیست؟
نگرش به ارزیابی و احساس فرد نسبت به یک موضوع اشاره دارد.
برای مثال فرد میتواند نسبت به:
شغل؛
مدیر؛
سازمان؛
همکاران؛
یا شرایط کاری
نگرش مثبت یا منفی داشته باشد.
نگرشها همیشه مستقیماً رفتار را تعیین نمیکنند، اما میتوانند بر آن تأثیر زیادی داشته باشند.
رضایت شغلی چیست؟
رضایت شغلی میزان احساس مثبت یا منفی فرد نسبت به شغل خود است.
رضایت شغلی فقط به حقوق مربوط نیست.
عوامل مختلفی میتوانند بر آن اثر بگذارند:
نوع کار؛
رابطه با مدیر؛
فرصت پیشرفت؛
عدالت؛
همکاران؛
امنیت شغلی؛
میزان استقلال؛
و شرایط محیط کار.
ممکن است دو نفر حقوق یکسانی دریافت کنند اما سطح رضایت شغلی کاملاً متفاوتی داشته باشند.
انگیزش چیست؟
انگیزش یکی از مهمترین مباحث رفتار سازمانی است.
انگیزش به نیروهایی اشاره دارد که باعث میشوند فرد:
رفتاری را آغاز کند؛
برای آن تلاش کند؛
و فعالیت خود را ادامه دهد.
یک سؤال مهم این است:
چرا انسانها تلاش میکنند؟
پول یکی از عوامل مهم است، اما تنها عامل نیست.
احساس موفقیت؛
رشد؛
احترام؛
امنیت؛
استقلال؛
عدالت؛
و معنا داشتن کار
نیز میتوانند انگیزه ایجاد کنند.
آیا میتوان کارکنان را مجبور به انگیزه داشتن کرد؟
نه به شکل مستقیم.
مدیر نمیتواند دستور بدهد:
«از فردا باانگیزه باش.»
اما میتواند شرایطی ایجاد کند که احتمال انگیزه بیشتر شود.
برای مثال:
هدف را روشن کند؛
بازخورد بدهد؛
عدالت ایجاد کند؛
فرصت رشد فراهم کند؛
و عملکرد خوب را ببیند.
سطح دوم: رفتار گروهی
انسانها در سازمان بهتنهایی فعالیت نمیکنند.
بخش زیادی از کار در قالب گروه و تیم انجام میشود.
بنابراین در سطح گروهی موضوعاتی مانند:
رهبری؛
ارتباطات؛
کار تیمی؛
قدرت؛
تعارض؛
و تصمیمگیری گروهی
بررسی میشوند.
گروه چیست؟
گروه از دو یا چند نفر تشکیل میشود که با یکدیگر تعامل دارند و برای رسیدن به هدفی فعالیت میکنند.
گروهها میتوانند رسمی یا غیررسمی باشند.
گروه رسمی
توسط سازمان ایجاد میشود.
برای مثال یک تیم پروژه.
گروه غیررسمی
به شکل طبیعی میان افراد ایجاد میشود.
برای مثال گروه دوستانی که در محل کار با یکدیگر رابطه نزدیک دارند.
تیم با گروه چه تفاوتی دارد؟
هر تیم یک گروه است، اما هر گروه الزاماً یک تیم واقعی نیست.
در تیم، افراد فقط کنار یکدیگر قرار ندارند؛ بلکه فعالیتهای آنها به یکدیگر وابسته است و برای رسیدن به نتیجه مشترک همکاری میکنند.
در تیم موفق:
هدف روشن است؛
اعتماد وجود دارد؛
نقشها مشخص هستند؛
و افراد احساس مسئولیت مشترک دارند.
چرا بعضی تیمها شکست میخورند؟
تیم ممکن است از افراد بسیار باهوش تشکیل شده باشد اما عملکرد ضعیفی داشته باشد.
دلایل زیادی وجود دارد:
نبود اعتماد؛
تعارض شخصی؛
نقشهای مبهم؛
هدف نامشخص؛
ارتباط ضعیف؛
رهبری نامناسب؛
و رقابت مخرب.
بنابراین جمع کردن بهترین افراد لزوماً بهترین تیم را ایجاد نمیکند.
ارتباطات در رفتار سازمانی
ارتباطات یکی از پایههای سازمان است.
تقریباً هیچ فعالیت مدیریتی بدون ارتباط امکانپذیر نیست.
مدیر باید:
اطلاعات بدهد؛
اطلاعات دریافت کند؛
بازخورد بدهد؛
مذاکره کند؛
جلسه برگزار کند؛
و مشکلات را توضیح دهد.
اگر ارتباطات ضعیف باشند، سوءتفاهم و تعارض افزایش پیدا میکند.
چرا ارتباطات دچار مشکل میشوند؟
دلایل زیادی وجود دارد.
برای مثال:
پیام مبهم است؛
افراد برداشت متفاوتی دارند؛
اطلاعات ناقص است؛
اعتماد وجود ندارد؛
یا فرد شنونده واقعاً گوش نمیدهد.
ارتباط فقط ارسال پیام نیست.
ارتباط زمانی کامل میشود که درک مشترک ایجاد شود.
تعارض سازمانی چیست؟
تعارض زمانی ایجاد میشود که افراد یا گروهها احساس کنند اهداف، منافع یا دیدگاههای آنها با یکدیگر ناسازگار است.
تعارض همیشه بد نیست.
این نکته بسیار مهم است.
تعارض سازنده
اگر افراد درباره ایدهها اختلاف نظر داشته باشند و محترمانه بحث کنند، این تعارض میتواند باعث تصمیم بهتر شود.
برای مثال یکی از اعضا بگوید:
«فکر میکنم این طرح ریسک بالایی دارد.»
و تیم مجبور شود دوباره فرضیات خود را بررسی کند.
این نوع اختلاف میتواند مفید باشد.
تعارض مخرب
وقتی اختلاف از موضوع کاری خارج شود و به دشمنی شخصی تبدیل شود، عملکرد کاهش پیدا میکند.
هدف مدیریت نباید همیشه حذف تمام اختلافها باشد.
بلکه باید تعارض مفید را حفظ و تعارض مخرب را مدیریت کند.
رهبری در رفتار سازمانی
رهبری یکی از موضوعات اصلی رفتار سازمانی است.
رهبر میتواند بر:
انگیزه؛
اعتماد؛
عملکرد؛
فرهنگ؛
و رفتار کارکنان
اثر زیادی داشته باشد.
سبک رهبری مناسب به شرایط بستگی دارد و یک روش ثابت برای تمام کارکنان و تمام موقعیتها وجود ندارد.
قدرت در سازمان
قدرت به توانایی فرد برای اثرگذاری بر دیگران اشاره دارد.
منابع قدرت میتوانند شامل:
مقام رسمی؛
تخصص؛
پاداش؛
توانایی تنبیه؛
و احترام
باشند.
قدرت بخش طبیعی سازمان است.
مسئله اصلی این است که قدرت چگونه استفاده شود.
سیاست سازمانی چیست؟
در سازمانها افراد و گروهها منافع مختلفی دارند و برای دستیابی به منابع یا نفوذ تلاش میکنند.
به این رفتارها گاهی سیاست سازمانی گفته میشود.
سیاست سازمانی همیشه منفی نیست، اما اگر به شکل ناسالم گسترش پیدا کند، میتواند باعث:
بیاعتمادی؛
پنهانکاری؛
و رقابت مخرب
شود.
سطح سوم: رفتار سازمانی در سطح کل سازمان
در سطح سوم، دیگر فقط یک فرد یا یک گروه بررسی نمیشود.
در این سطح موضوعاتی مانند:
ساختار سازمانی؛
فرهنگ سازمانی؛
سیاستها؛
تغییر سازمانی؛
و طراحی سازمان
بررسی میشوند.
ساختار سازمانی چه تأثیری بر رفتار دارد؟
فرض کنید در سازمانی تقریباً تمام تصمیمها باید توسط مدیرعامل تأیید شوند.
کارکنان ممکن است به مرور یاد بگیرند بدون اجازه تصمیم نگیرند.
در سازمان دیگری، اختیار بیشتری به کارکنان داده میشود.
در چنین محیطی احتمالاً رفتار متفاوتی شکل میگیرد.
بنابراین ساختار میتواند بر:
استقلال؛
سرعت تصمیمگیری؛
مسئولیتپذیری؛
و حتی انگیزه کارکنان
اثر بگذارد.
فرهنگ سازمانی و رفتار کارکنان
فرهنگ مشخص میکند چه رفتارهایی در سازمان پذیرفته یا تشویق میشوند.
اگر سازمان اشتباه را شدیداً مجازات کند، افراد ممکن است اشتباهات را پنهان کنند.
اگر سازمان گزارش سریع مشکل را تشویق کند، کارکنان احتمالاً شفافتر رفتار خواهند کرد.
فرهنگ یکی از قدرتمندترین عوامل شکلدهنده رفتار است.
یک اشتباه مهم در تحلیل رفتار کارکنان
یکی از رایجترین اشتباهات مدیریتی این است که رفتار فرد را فوراً به شخصیت او نسبت دهیم.
فرض کنید کارمندی عملکرد ضعیفی دارد.
مدیر ممکن است بگوید:
«این فرد تنبل است.»
اما شاید عوامل دیگری وجود داشته باشند:
هدف مشخص نیست؛
آموزش کافی ندیده است؛
ابزار مناسب ندارد؛
تعارض نقش دارد؛
پاداشها ناعادلانهاند؛
یا مدیر بازخورد مناسبی نداده است.
رفتار سازمانی به ما یاد میدهد قبل از قضاوت درباره فرد، شرایط محیطی و سازمانی را نیز بررسی کنیم.
مثال ساده
فرض کنید کارمندی مرتب دیر به جلسه میرسد.
ممکن است اولین نتیجه این باشد:
«او بیمسئولیت است.»
اما یک مدیر حرفهای بررسی بیشتری انجام میدهد.
آیا جلسات همیشه در زمان نامناسب برگزار میشوند؟
آیا جلسه قبلی او همزمان تمام میشود؟
آیا مدیر خودش نیز معمولاً دیر میآید؟
آیا جلسه ارزش خاصی برای کارکنان ندارد؟
آیا مشکل شخصی موقتی وجود دارد؟
ممکن است در نهایت مشخص شود فرد واقعاً بینظم است؛ اما بهتر است قبل از قضاوت، عوامل مختلف بررسی شوند.
رفتار شهروندی سازمانی چیست؟
یکی از مفاهیم جالب رفتار سازمانی، رفتار شهروندی سازمانی است.
این رفتارها معمولاً فراتر از وظایف رسمی فرد هستند.
برای مثال:
کمک داوطلبانه به همکار؛
همکاری برای حل مشکل تیم؛
حمایت از محیط کاری؛
و مشارکت در فعالیتهایی که الزام رسمی نیستند.
این رفتارها میتوانند عملکرد کلی سازمان را بهبود دهند.
رفتارهای انحرافی در محیط کار
در مقابل، برخی رفتارها میتوانند برای سازمان یا افراد زیانآور باشند.
برای مثال:
تخریب عمدی؛
آزار همکار؛
دزدی؛
غیبت غیرضروری؛
یا پنهان کردن اطلاعات مهم.
رفتار سازمانی تلاش میکند عوامل ایجاد چنین رفتارهایی را نیز بررسی کند.
غیبت کارکنان
غیبت یکی از شاخصهای مهم رفتار کارکنان است.
غیبت میتواند دلایل مختلفی داشته باشد:
بیماری؛
مشکلات خانوادگی؛
نارضایتی؛
فرسودگی؛
شرایط کاری؛
یا عوامل دیگر.
مدیر نباید تمام غیبتها را با یک دلیل توضیح دهد.
ترک شغل
وقتی کارمند سازمان را ترک میکند، این اتفاق میتواند هزینه زیادی ایجاد کند.
سازمان باید دوباره:
استخدام؛
آموزش؛
و تطبیق نیروی جدید
را انجام دهد.
عوامل مختلفی میتوانند بر ترک شغل اثر داشته باشند.
از جمله:
حقوق؛
رابطه با مدیر؛
فرصت رشد؛
فرهنگ؛
فشار کاری؛
و پیشنهادهای شغلی بهتر.
عملکرد کارکنان
یکی از مهمترین موضوعات رفتار سازمانی، عملکرد است.
عملکرد فقط تابع توانایی نیست.
میتوان فردی بسیار توانمند داشت که انگیزه کافی ندارد.
یا فردی بسیار باانگیزه داشت که آموزش کافی ندیده است.
به صورت ساده میتوان گفت عملکرد تحت تأثیر عواملی مانند:
توانایی؛
انگیزه؛
منابع؛
و شرایط محیطی
قرار دارد.
استرس شغلی
فشار کاری همیشه منفی نیست.
مقداری فشار میتواند فرد را برای انجام کار آماده کند.
اما فشار شدید و مستمر میتواند مشکلاتی ایجاد کند.
از جمله:
خستگی؛
کاهش تمرکز؛
نارضایتی؛
و افت عملکرد.
فرسودگی شغلی چیست؟
فرسودگی شغلی میتواند در اثر فشار کاری مزمن و عوامل مختلف محیط کار ایجاد شود.
افراد ممکن است احساس:
خستگی شدید؛
فاصله گرفتن از کار؛
و کاهش احساس اثربخشی
داشته باشند.
مدیریت مناسب حجم کار، منابع، حمایت و محیط کاری میتواند اهمیت زیادی داشته باشد.
عدالت سازمانی
کارکنان فقط به مقدار پاداش اهمیت نمیدهند.
آنها به عدالت نیز توجه میکنند.
مثلاً:
آیا حقوق عادلانه است؟
آیا فرایند ارتقا منصفانه است؟
آیا مدیر با افراد محترمانه رفتار میکند؟
احساس بیعدالتی میتواند بر انگیزه و رفتار کارکنان اثر منفی بگذارد.
تصمیمگیری فردی
افراد همیشه کاملاً منطقی تصمیم نمیگیرند.
محدودیت اطلاعات، زمان، احساسات و خطاهای ذهنی میتوانند بر تصمیمها اثر بگذارند.
به همین دلیل مطالعه تصمیمگیری بخشی مهم از رفتار سازمانی است.
تصمیمگیری گروهی
تصمیم گروهی میتواند مزایایی داشته باشد.
مثلاً افراد مختلف اطلاعات و دیدگاههای متفاوتی ارائه میکنند.
اما مشکلاتی نیز ممکن است ایجاد شود.
برای مثال گروه ممکن است فقط برای حفظ توافق، دیدگاههای مخالف را نادیده بگیرد.
بنابراین مدیر باید فضایی ایجاد کند که اعضا بتوانند بدون ترس دیدگاه متفاوت خود را مطرح کنند.
مقاومت در برابر تغییر
یکی از موضوعات مهم رفتار سازمانی، مقاومت کارکنان در برابر تغییر است.
فرض کنید شرکت سیستم جدیدی معرفی کند.
ممکن است برخی کارکنان مقاومت کنند.
مدیر ضعیف ممکن است بگوید:
«اینها آدمهای مقاومی هستند.»
اما دلایل مقاومت میتوانند متفاوت باشند:
ترس از آینده؛
نگرانی از از دست دادن شغل؛
نداشتن مهارت؛
تجربه بد از تغییرات قبلی؛
یا نبود توضیح کافی.
اگر مدیر علت واقعی مقاومت را بفهمد، بهتر میتواند آن را مدیریت کند.
چگونه رفتار سازمانی به مدیر کمک میکند؟
شناخت رفتار سازمانی میتواند در بسیاری از حوزهها به مدیر کمک کند.
از جمله:
انتخاب سبک رهبری مناسب؛
افزایش انگیزه کارکنان؛
مدیریت تعارض؛
بهبود ارتباطات؛
ساخت تیمهای بهتر؛
مدیریت تغییر؛
کاهش رفتارهای مخرب؛
افزایش رضایت شغلی؛
و تصمیمگیری بهتر درباره نیروی انسانی.
رفتار سازمانی فقط برای مدیران نیست
کارکنان نیز میتوانند از شناخت این حوزه استفاده کنند.
برای مثال فردی که مفهوم تعارض را میشناسد، میتواند اختلافها را بهتر مدیریت کند.
کسی که با خطاهای ادراکی آشناست، ممکن است کمتر درباره همکاران قضاوت عجولانه کند.
فردی که با انگیزش و کار تیمی آشناست، میتواند روابط کاری بهتری ایجاد کند.
بنابراین رفتار سازمانی فقط موضوعی مخصوص مدیران نیست.
رفتار سازمانی از چه علوم دیگری استفاده میکند؟
رفتار سازمانی یک حوزه میانرشتهای است.
یعنی از دانش چند رشته استفاده میکند.
روانشناسی
برای شناخت شخصیت، انگیزش، یادگیری و رفتار فردی.
روانشناسی اجتماعی
برای بررسی تعامل افراد و گروهها.
جامعهشناسی
برای شناخت گروهها، ساختار و روابط اجتماعی.
انسانشناسی
برای بررسی فرهنگها و ارزشها.
بنابراین رفتار سازمانی ترکیبی از دیدگاههای مختلف درباره انسان است.
آیا رفتار انسان را میتوان کاملاً پیشبینی کرد؟
خیر.
انسانها بسیار پیچیده هستند.
یک فرد ممکن است در دو موقعیت تقریباً مشابه رفتار متفاوتی نشان دهد.
به همین دلیل رفتار سازمانی نمیتواند همیشه پیشبینی قطعی ارائه کند.
اما میتواند به ما کمک کند رفتار را علمیتر و دقیقتر تحلیل کنیم.
مدیریت مبتنی بر شواهد
یکی از رویکردهای مهم در مدیریت این است که مدیر فقط بر تجربه شخصی یا حدس تکیه نکند.
بهتر است تصمیمها بر اساس:
تحقیقات؛
دادهها؛
تجربه معتبر؛
و شرایط واقعی سازمان
گرفته شوند.
این نگاه میتواند از بسیاری از تصمیمهای عجولانه جلوگیری کند.
چند اشتباه رایج درباره رفتار کارکنان
همه افراد با پول انگیزه میگیرند
پول مهم است، اما تنها عامل انگیزه نیست.
کارمند ناراضی همیشه عملکرد ضعیف دارد
رابطه رضایت و عملکرد ساده و مستقیم نیست.
تعارض همیشه بد است
برخی اختلاف نظرها میتوانند باعث تصمیم بهتر شوند.
مدیر خوب باید با همه یکسان رفتار کند
عدالت همیشه به معنای رفتار کاملاً یکسان نیست.
افراد و موقعیتها ممکن است نیازهای متفاوتی داشته باشند.
رفتار فرد فقط از شخصیت او ناشی میشود
محیط و شرایط سازمان نیز نقش بسیار مهمی دارند.
مثال کاربردی رفتار سازمانی
فرض کنید یک شرکت با کاهش شدید انگیزه کارکنان مواجه شده است.
مدیر میتواند دو رویکرد داشته باشد.
رویکرد ساده
«کارکنان تنبل شدهاند.»
رویکرد رفتار سازمانی
بررسی شود:
آیا هدفها روشن هستند؟
سیستم پاداش چگونه است؟
کارکنان احساس عدالت میکنند؟
رابطه با مدیران چگونه است؟
فرصت رشد وجود دارد؟
حجم کار مناسب است؟
فرهنگ سازمان چگونه است؟
مشکل ارتباطی وجود دارد؟
رویکرد دوم احتمال بیشتری دارد که علت واقعی مشکل را پیدا کند.
رفتار سازمانی در دوران دورکاری
دورکاری بسیاری از مسائل رفتار سازمانی را تغییر داده است.
مدیران باید بیشتر به موضوعاتی مانند:
اعتماد؛
احساس تعلق؛
ارتباطات دیجیتال؛
ارزیابی عملکرد؛
و مرز میان کار و زندگی
توجه کنند.
کارمندی که از خانه فعالیت میکند همچنان عضوی از سازمان است و به ارتباط و بازخورد نیاز دارد.
رفتار سازمانی و هوش مصنوعی
ورود هوش مصنوعی نیز میتواند رفتار کارکنان را تحت تأثیر قرار دهد.
ممکن است افراد:
نگران آینده شغلی باشند؛
در برابر فناوری مقاومت کنند؛
یا برای یادگیری مهارتهای جدید انگیزه پیدا کنند.
بنابراین تحول فناوری فقط یک مسئله فنی نیست؛ یک مسئله رفتاری نیز هست.
آینده رفتار سازمانی
با تغییر محیط کار، موضوعات جدیدی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.
مانند:
کار ترکیبی و دورکاری؛
هوش مصنوعی؛
تنوع نیروی انسانی؛
سلامت روان محیط کار؛
یادگیری مستمر؛
و مدیریت تغییر.
اما سؤال اصلی رفتار سازمانی همچنان همان سؤال قدیمی است:
چگونه میتوان انسانها و رفتار آنها را در محیط سازمان بهتر فهمید؟
جمعبندی
رفتار سازمانی علمی است که رفتار افراد و گروهها را در محیط سازمان بررسی میکند.
این حوزه تلاش میکند رفتار کارکنان را:
توصیف؛
توضیح؛
پیشبینی؛
و تا حد امکان مدیریت
کند.
رفتار سازمانی در سه سطح اصلی بررسی میشود:
فردی
گروهی
سازمانی
و موضوعاتی مانند:
شخصیت؛
ادراک؛
انگیزش؛
رضایت شغلی؛
رهبری؛
تعارض؛
قدرت؛
فرهنگ؛
و ساختار
را پوشش میدهد.
شاید بتوان مفهوم رفتار سازمانی را در یک جمله خلاصه کرد:
رفتار سازمانی تلاش میکند بفهمد انسانها در محیط کار چرا آنگونه که رفتار میکنند، رفتار میکنند و چگونه میتوان شرایطی ایجاد کرد که هم افراد و هم سازمان عملکرد بهتری داشته باشند.
پرسشهای متداول
رفتار سازمانی چیست؟
رفتار سازمانی مطالعه رفتار، نگرش و تعامل افراد و گروهها در محیط سازمان است.
اهداف رفتار سازمانی چیست؟
توصیف، درک، پیشبینی و مدیریت بهتر رفتار افراد در سازمان از اهداف اصلی رفتار سازمانی هستند.
سطوح رفتار سازمانی چیست؟
رفتار سازمانی معمولاً در سه سطح فردی، گروهی و سازمانی بررسی میشود.
رفتار سازمانی چه موضوعاتی را بررسی میکند؟
موضوعاتی مانند شخصیت، ادراک، انگیزش، رضایت شغلی، رهبری، تیمها، تعارض، قدرت، فرهنگ و ساختار سازمانی را بررسی میکند.
رفتار سازمانی چه کاربردی برای مدیران دارد؟
به مدیران کمک میکند کارکنان را بهتر درک کنند، انگیزه را افزایش دهند، تعارض را مدیریت کنند، تیمهای بهتر بسازند و تغییرات سازمانی را بهتر اجرا کنند.
آیا تعارض در سازمان همیشه بد است؟
خیر. تعارض سازنده درباره ایدهها میتواند باعث تصمیمگیری بهتر شود؛ اما تعارض شخصی و مخرب میتواند عملکرد را کاهش دهد.
تفاوت رفتار سازمانی و مدیریت چیست؟
مدیریت حوزهای گستردهتر است که برنامهریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل را شامل میشود. رفتار سازمانی بیشتر بر جنبه انسانی و رفتاری سازمان تمرکز دارد.
دیدگاهتان را بنویسید